پرورش زنبور بی عسل در آموزش و پرورش و دانشگاه
 
 

مطلبی را در پایین این صفحه مطالعه می فرمایید اصلاً قصد توهین و یا جسارت به ساحت مقدس افراد ذیل را ندارم پس تا انتهای مقاله قضاوت نفرمایید ممنونم . رضا

خدای ناکرده منظورم از این نوشته کارمندانی نیست که برای اضافه شدن حقوقشان وارد دانشگاه شده اند و فقط هدف گرفتن یک مدرک بالاترست و نیازی به سواد آن ندارند!!

و یا کسانی که در ادارات و یا سازمان ها یک شبه کارشناس یک قسمت می شوند نه حتی تکنسین بلکه کارشناس!!
ویا منظورم کسانی که از دانشگاه و یا آموزش و پرورش فارغ التحصیل می شوند ولی هیچ کاری جز پشت میز نشستن بلد نیستند و یا بلد نیستند با خلاقیت خود کار آفرینی کنند نیست اصلاً!!

و یا کسانی که از بودجه و اعتبار دولتی و یا عمومی استفاده کرده اند و در دانشگاه مدرک گرفته و در رشته غیر تخصصی خود مشغول به کارند و یا بی کار در خانه نشسته اند و تهذیب نفس می کنند!!

خدای ناکرده منظورم اصلاً آمار بالای خانم ها در دانشگاه نیست که تقریباً همگی در خانه بچه و شوهر داری می کنند و از علم خود استفاده نمی برند!! متاسفانه بیشتر ایشان علوم پایه و مهندسی گذرانده اند!!

زبانم لال منظورم اصلاً کسانی نیست که قرآن حفظ می کنند و با صوت می خوانند و در زندگیشان نور قرآن نیست و یا علم حدیث می خوانند و بعضی ها هم درس می دهند و اعمالشان ؛ افکارشان؛ اخلاقشان و گفتارشان را با سیره ائمه کوک نکرده اند !! کسانی دکترا یا فوق لیسانس تاریخ تمدن اسلام دارند ولی نه حجاب و نه نماز دارند!!

منظور من اصلاً اساتید و معلمانی نیست که از وقتی مدرک گرفته اند علم خود را بروز نگه نداشته اند!!

و یا کسانی که خوب صحبت می کنند و سخنور خوبی هستند ولی پای عمل که می رسد لنگ می زنند!!

اصلاً قصد جسارت به محققینی را ندارم که بعد از جلد کردن جزوه خود و دریافت امتیاز و یا اعتبار آن دیگر از علم و یافته های خود دفاع نمی کنند .....

فقط قصد من تفسیر دو آیه قرآن است به زبان بسیار ساده

آیه اول را بعد از این شعر بسیار زیبا از سعدی علیه رحمه خواهم گفت، بارها شنیده اید و یا مطالب زیادی در مورد آن در انشای دوران مدرسه خود نوشته اید:

اگر شخصی،عمر خود را صرف مطالعه ؛ شاگردی استادان بزرگ، تحقیق و تفحص ، تفسیر و کشف معانی کند و به گوشه های ناشناخته علم و ادب و هنر پی ببرد ولی در زندگی ، کار و یا تحصیل و تهذیب خود از آن استفاده نکند مانند زنبوری است که شهد جمع می کند ولی عسل تولید نمی کند هم اسراف در امکانات و هم تلف کردن عمر خود نموده است و خداوند در قرآن به کسانی که عمر خود و امکانات و بیت المال را بی جهت تلف می کنند و یا باری به هر جهت تغییر مسیر و عقیده می دهند گفته :مرگ باد بر خسران کنندگان

کسی که بسیار کتاب خوانده و هر کسی از هر جا شبهه و یا سوال فقهی، حقوقی و یا احکام می پرسد ، او براحتی پاسخ گوید ... به اصطلاح به مقام و درجه شیخ و ملا رسیده باشد و یا دکترا و تخصص گرفته و بقول امروزی ها کارشناس شده باشد ولی نتواند خود را در این دنیای پر شتاب بروز نگه دارد و یا کارآفرین باشد و یا از مدرک خود نقشی در جامعه بازی کند و یا هنگام ضرورت و نیاز برای حل مشکل خود بعنوان ابزار استفاده نماید .... این علم و صرف انرژی در قرآن چه حکمی دارد و خداوند در مورد این افراد چه می گوید؟

خداوند که مظهر پاکی و رحمانیت ؛ عطوفت و گذشت است با دو مثال  این افراد که همان عالمان بی عمل هستند و یا کسانی از دانسته های خود چیزی ؛ راه حلی؛ خلاقیتی؛ تولید علمی ویا ....  کشف نمی کنند  و یا علمایی که با آن علم خود غرق گناه می شوند و یا به لغزش می افتند را به سگ و خر تشبیه کرده است!!

تمثیل اول: سوره اعراف آیه 176

وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَـکِنَّهُ اَخْلَدَ إِلَی الاَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ اَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَث ذَّلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ

اگر خواسته بودیم به سبب آن علم که به او داده بودیم به آسمانش می ، بردیم ، ولی او در زمین بماند و از پی هوای خویش رفت مثل او چون مثل آن سگ است که اگر به او حمله کنی زبان از دهان بیرون آرد و اگر رهایش کنی باز هم زبان از دهان بیرون آرد مثل آنان که آیات را دروغ انگاشتند نیز چنین است قصه را بگوی ، شاید به اندیشه فرو روند.

در تفسیر این آیه آمده است که: بلعم باعورا دارای اسم اعظم بود، و با اسم اعظم دعا می کرد و خداوند دعایش را اجابت می کرد، در آخر بطرف فرعون میل کرد، و از درباریان او شد، این ببود تا آنروزی که فرعون برای دستگیر کردن موسی و یارانش در طلب ایشان می گشت ، عبورش به بلعم افتاد، گفت : از خدا بخواه موسی و اصحابش را به دام ما بیندازد، بلعم بر الاغ خود سوار شد تا او نیز به جستجوی موسی برود الاغش از راه رفتن امتناع کرد، بلعم شروع کرد به زدن آن حیوان ، خداوند قفل از زبان الاغ برداشت و به زبان آمد و گفت : وای بر تو برای چه مرا می زنی ؟ آیا می خواهی با تو بیایم تا تو بر پیغمبر خدا و مردمی با ایمان نفرین کنی ؟ بلعم این را که شنید آنقدر آن حیوان را زد تا کشت ، و همانجا اسم اعظم از زبانش برداشته شد، و قرآن درباره اش فرموده : فانسلخ منها فاتبعه الشیطان فکان من الغاوین ، و لو شئنا لرفعناه بها و لکنه اخلد الی الارض و اتبع هواه فمثله کمثل الکلب ان تحمل علیه یلهث او تترکه یلهث - این مثلی است که خداوند زده است .  ...

مثال دوم : سوره جمعه آیه5

  انسان به میزانی که می اندیشدوقدرت آفرینندگی دارد  انسان است نه به به میزانی که آفریده های دیگران را نشخوار می کند برای جامعه فرق نمی کند که انسان درحافظه اش بار علم داشته باشد یا نداشته باشد  

بهترین مثال برای کسانی که می داننداما نمی آفرینند وفقط انبار علم هستند همین آیه قرآن است که می گوید :

مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاهَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ اَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ
ترجمه:
مثل کسانی که تورات بر آنها تحمیل گشته و بدان عمل نمی کنند مثل آن خراست که کتابهایی را حمل می کند بد داستانی است داستان مردمی که آیات خدا را دروغ می شمرده اند و خدا ستمکاران را هدایت نمی کند
ترجمه منظوم
هر آنکس که تورات خواند وعمل .....نکردی بر آن هست اندر مثل
حماری که بر پشت گیرد کتاب.......... نجوید ولی بهره ای از صواب
بلی آن گروهی که اندر حیات ..........چنین اند در راه و رسم و صفات
دروغین بخواندند قول خدا .............بکردند انکار آن بر خطا
هدایت نخواهد کند کردگار.............. گروهی بدین سان ستم پیشه کار
شرح مثل
مشبه:
کسانی که با وجود علم به تورات و مکلف بودن نسبت به آن ،برخلاف فرامین این کتاب عمل کردند.
مشبه به:
الاغی که بار کتابی حمل میکند.
وجه شبه:

دراز گوشی را تصور کنید که بار سنگینی از کتابهای ارزشمند و پرمحتوا را بر پشت خود حمل میکند و این بار سنگین، حیوان زبان بسته را به شدت خسته کرده است. الاغ بیچاره با وجودی که مدتی زیاد و مسافتی طولانی این کتابها را حمل می کند،اما زمان و مکان تاثیری بر فهمش ندارد و اول و آخر راه برای او تغییری حاصل نشده است و حیوان از کتابها چیزی جز سنگینی آنها احساس نمیکند.

این مثلی است گویا و روشن از برای کسانی که تنها به نام کتاب آسمانی خود(در اینجا تورات) یا تلاوت آن قناعت کرده اند بدون آنکه در محتوای آن بیندیشند و این گویاترین مثل برای عالم بی عمل است، که تنها سنگینی علم را بر دوش دارد اما از برکاتش بهره ای نمی برد.



نه محقق بود نه دانشمند                       چارپایی بر او کتابی چند

آن تهی مغز را چه علم و خبر                    که بر او هیزمیست یا دفتر

دیگه چیزی ندارم بگم

خودتون هر قضاوتی می کنید

با تشکر

رضا