ریا یا شرک خفی

 

یکی از دوستان می پرسید  چه گیری دادی به ریا اینقدر از این کلمه استفاده می کنی ..... چند روزی در این مورد مطالعه و تفکر کردم تا بتونم جواب این سوال به ظاهر ساده را بدهم

اما قبلش باید این فعل 3 حرفی را معنی کنم:

 "ریا" از مادّۀ "رای" به معنی این است که شخص کاری را به انگیزۀ جلب توجه مردم انجام دهد.[1] و نیز به معنای تظاهر و نشان دادن به غیر است.[2]

و در اصطلاح به معنی این است که انسان کار خوبی انجام دهد و قصدش تظاهر و نشان دادن به مردم باشد نه برای خدا، خواه این کار عبادی باشد مانند نماز و خواه غیر عبادی باشد مانند انفاق.

در کتاب جاذبه و دافعه علی ع نوشته استاد شهید مطهری نوشته شده وقتی خوارج از شهر کوفه خارج شدند و در بیرون شهر خیمه زدندو تعداد آنها بیش از یکهزار نفر شد حضرت محمد بی بکر را فرستاد تا اتمام حجت کند و به ایشان بگویند که تا تاریخ مشخص شده به شهر بر گردند و آشوب نکنند وگرنه بعنوان کافر آنها را گردن می زند

محمد رفت و تا ظهر برگشت و گفت پیرمردانی ریش سفید که جای مهر روی پیشانی آنها بود و دائماً در سجاده نشته اند و ذکر خدا می گویند و قرآن می خوانند چگونه می توانند کافر باشند ایشان جای مهر پیشانیشان همچون زانو های شتر پینه بسته است .....

محمد به شک افتاد و علی برای او ثابت کرد کسی که ریا می کند و حقیقت را می پوشاند و در پشت لباسی از اسلام تیشه به ریشه اسلام می زند او از منافق بدتر است و تا حد کافر باید مجازات شود و این دلیل را در پاییین می آورم:

شرک عملی (شرک در پرستش) خود مراتب دارد. بالاترین مراتبش که سبب خروج از حوزه اسلام است، همان است که شرک جلی خوانده می شود اما انواع شرک خفی وجود دارد که اسلام در برنامه توحید عملی با آنها سخت مبارزه می کند بنابراین شرک دو گونه است: یکی جلی و دیگری خفی که شرک جلی اقسامی دارد: اول: شرک در خلقت مثل اینکه بگوئیم یزدان خیرها را آفرید و اهریمن شرها را خلق کرد. دوم: شرک در تدبیر عالم مثل اعتقاد به خدای دریا، خدای جنگل و غیره. سوم: شرک در عبادت مانند پرستش بتها، خورشید و غیره.

قرآن کریم به سختی هرسه را رد می کند. در مورد اول می فرماید که جز خدا خالقی نیست و در مورد دوم می فرماید که مدبر واقعی خدا است و علل و اسباب و واسطه ها بدون اذن خدا هیچ کاری نمی توانند بکنند و در مورد سومی می فرماید که غیر از خدا سایر معبودان، دروغین هستند و هیچ نفع و ضرری نمی رسانند یعنی الهه ها و بت ها جهان را اداره نمی کنند به همین جهت لایق پرستش نیستند بلکه هم خالق خدا است و هم مدیر ومدبر او است پس باید فقط او را پرستش کرد. قرب الهی که مطلوب و کمال نهایی انسان است خود درجاتی دارد و حتی کوچکترین عمل اختیاری انسان در صورتی که واجد شرایط لازم باشد تا حدی انسان را به خدا نزدیک می کند. هر یک از انسانها بر اساس میزان و کیفیت اعمال خویش در پیشگاه خداوند درجه یا درجاتی دارند و هر فرد و گروهی در درجه و مرتبه ای قرار دارد، «هم درجات عند الله» آنان در پیشگاه خدا دارای درجاتی هستند چنان که سقوط و دوری از خداوند نیز دارای درکاتی است و کوچکترین عمل به میزان خود انسان را سقوط می دهد و بر این اساس توقف در زندگی انسان معنا ندارد و هر عملی می تواند انسان را به خدا نزدیک یا از او دور کند.

انسان مومن به تبع ایمان به خداوند قرب می یابد. بر این اساس هر قدر ایمان فرد کامل تر باشد و مراتب پایین تر از آن، آمیزه ای از شرک و نفاق خفی و در مراتب مادون قرب، شرک و نفاق جلی نامیده می شود. شرک و نفاق برخاسته از نیتی است که صاحب عمل داشته باشد. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: « نیه الشرک فی امتی اخفی من دبیب النمله السوداء علی الصخره الصماء فی اللیله الظلماء نیت شرک در میان امت من از راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگی صاف در شبی ظلمانی مخفی تر است». ایمان تنها این نیست که انسان اعتقاد به وجود خدا داشته باشد بلکه یک موحد خالص کسی است که غیر از خدا، معبودی به هیچ صورت در دل و جان او نباشد، گفتارش برای خدا، اعمالش برای خدا، و هر کارش برای او انجام پذیرد، قانونی جز قانون خدا را به رسمیت نشناسد و طوق بندگی غیر او را بر گردن ننهد و فرمانهای الهی را خواه مطابق تمایلاتش باشد یا نه، از جان و دل بپذیرد و بر سر دو راهیهای خدا و هوی، همواره خدا را مقدم بشمرد، این است ایمان خالص، از هر گونه شرک: شرک در عقیده، شرک در سخن و شرک در عمل و یا می خوانیم: «ان اخوف ما اخاف علیکم الشرک الاصغر قالوا و ما الشرک الاصغر یا رسول الله؟ قال الریا، یقول الله تعالی یوم القیامه اذا جاء الناس باعمالهم اذ هبوا الی الذین کنتم ترائون فی الدنیا، فانظروا هل تجدون عندهم من جزاء ؟! ؛ خطرناکترین چیزی که از آن بر شما می ترسم، شرک اصغر است اصحاب گفتند شرک اصغر چیست ای رسول خدا؟ فرمود: ریاکاری، روز قیامت هنگامی که مردم با اعمال خود در پیشگاه خدا حاضر می شوند، پروردگار با آنها که در دنیا ریا کردند می فرماید: به سراغ کسانی که به خاطر آنها ریا کردید بروید، ببینید پاداشی نزد آنها می یابید»؟ کمترین شرک این است که انسان کمی از ظلم را دوست بدارد و از آن راضی باشد و یا کمی از عدل را دشمن بدارد. آیا دین چیزی جز دوست داشتن و دشمن داشتن برای خداست؟ خداوند می فرماید: بگو اگر خدا را دوست می دارید مرا (دستورات مرا که از جانب خداست ) پیروی کنید تا خداوند شما را دوست بدارد

 

ریا در قرآن:

  واژۀ "ریا" در قرآن پنج مرتبه تکرار شده است که سه مرتبه بصورت مصدر و دو بار بصورت فعلی و معنای آن به همان معنای اصطلاحی می‌باشد. 

1-    ریا در انفاق:

«یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَ الاذَی کَالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَ لاَ یُوْمِنُ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ »(بقره/264)

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بخشش‌های خود را با منّت و آزار باطل نسازید همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق می‌کند و به خدا و روز رستاخیز ایمان نمی‌آورد.»

 

2-    ریا در رفتن به جنگ با دشمنان:

«وَ لاَ تَکُونُواْ کَالَّذِینَ خَرَجُواْ مِن دِیَارِهِم بَطَرًا وَ رِئَاء النَّاسِ وَ یَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللّهِ »(انفال/47)

«و مانند کسانی نباشید که از روی هوی پرستی و غرور و خود نمایی در برابر مردم، از سرزمین خود را به سوی میدان بدر بیرون آمدند و (مردم را) از راه خدا باز می‌داشتند.»

 

خداوند در این آیه، غرور و ریا را از آفات قدرت در جبهه‌های جنگ به شمار می‌آورد.

3-    ریا بطور مطلق:

«الذینَ هُم یَرَاءُون »(مائون/6)

«همان کسانی که ریا می‌کنند.»

این حدیث کمک می کند تا بیشتر بامفهوم شرک نهفته در ریا آشنا شویم همان هایی که با لباسی روی شلوار انداخته و قیافه ای موجه و جای مهر روی پیشانی و تسبیح در دست و با چشمانی اشکبار از مسجد خارج می شوند و تا پا میان مردم می گذارند آن چهر واقعی خود را برای جذب جسم و روح مردم بی گناه با کلمات و جملات و سخنان و زیبا بکار می بندند و آنقدر حدیث و آیه و روایت حفظ هستند و آنقدر قشنگ این ها را کنار هم می چینند که اصلا متوجه نمی شوی این از گروه صالحین است یا عاملان به قرآن و یا نماینده تام الاختیار خدا بر روی زمین و یا چکیده و عصاره خداوند هستند در کالبد این جسم خاکی 

لَو لاخَمسُ خِصالٍ لَصارَ النّاسُ کُلُّهُم صالِحینَ: اوَّلُهَا القَناعَهُ بِالجَهلِ، الحِرصُ عَلَی الدُّنیا، وَالشُّحُّ بِالفَضلِ، وَالرِّیاءُ فِی العَمَلِ وَالعجابُ بِالرَّیِ؛

اگر پنج خصلت نبود، همه مردم جزوِ صالحان می شدند: قانع بودن به نادانی، حرص به دنیا، بخل ورزی به زیادی، ریاکاری در عمل، و خود رایی.

غررالحکم، ج2، ص451، ح3260

 

ریا کاران چه کسانی هستند:

1-    کسانی که ایمان به خدا و روز قیامت ندارند:

«یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَ الاذَی کَالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَ لاَ یُوْمِنُ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ»(بقره/264)

    با توجه به تفسیری که در مورد این آیه آمده است افرادی را که صدقه می‌دهند و به دنبالش منّت می‌گذارند و اذیّت می‌کنند تشبیه به افراد ریاکار بی‌ایمان کرده که صدقاتشان باطل و بی‌اجر است.[3] یعنی عمل شخص ریاکار از ابتدای عملش باطل است چون چنین شخصی اصلاً ایمان به خدا و روز جزا ندارد که از او کاری پذیرفته شود.

2-    منافقان:

«إِنَّ الْمُنَافِقِینَ ... یُرَآوُونَ النَّاسَ وَ لاَ یَذْکُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلاً » (نساء/142)

«منافقان... هنگامی که به نماز بر می‌خیزند با کسالت برمی‌خیزند و در برابر مردم ریا می‌کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی‌نمایند.»

 

3-    تکذیب کنندگان روز جزا:

«ارَایتَ الَذی یُکَذِّبُ بِالدِین... الَذینَ هُم یُراوُون»(ماعون/1و6)

«آیا کسی که روز جزا را پیوسته انکار می‌کند دیدی؟!... همان کسانی که ریا می‌کنند.»

 

هم‌نشینان شیطان:

« وَ الَّذِینَ یُنفِقُونَ اَمْوَالَهُمْ رِئَـاء النَّاسِ وَ لاَ یُوْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لاَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَ مَن یَکُنِ الشَّیْطَانُ لَهُ قَرِینًا فَسَاء قِرِینًا »(نساء/38)

«و آنها کسانی هستند که اموال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می‌کنند و ایمان به خدا و روز بازپسین ندارند (چرا که شیطان رفیق و هم نشین آنهاست) و کسی که شیطان قرین او باشد بد همنشین و قرینی است.»

 

مَثل اعمال ریا کارانه در قرآن:

« ... فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَاَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْدًا لاَّ یَقْدِرُونَ عَلَی شَیْءٍ مِّمَّا کَسَبُواْ وَ اللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ »(بقره/264)

«(کار ریا کار یا منت گذار ) همچون قطعه سنگ صافی است که بر آن، (قشر نازکی از) خاک باشد (و بذرهایی در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد (و همه خاکها و بذرها را بشوید) و آن را صاف (و خالی از خاک و بذر) رها کند، آنها از کاری که انجام داده‌اند، چیزی به دست نمی‌آورند و خداوند جمعیّت کافران را هدایت نمی‌کند.»

 

    این آیه وجه شباهت ریا کار را به سنگی که قشر نازکی از خاک روی آن را پوشانده بیان می‌کند و آن، بی‌اثر و سست بودن عمل است .هم چنان که خاکی که روی سنگِ صاف قرار دارد با بارانی از بین رفته و نمی‌تواند اثر داشته باشد، ریا کاران نیز از اعمالشان هیچ گونه بهره‌ای نمی‌برند.

 

ریا در عبادت:

از پیامبر اسلام (ص) روایت شده:

«هر کس نماز بخواند و ریا کند شرک ورزیده و هر که روزه بگیرد و ریا کند شرک ورزیده و هر که صدقه دهد و ریا کند شرک ورزیده »[4]

آنگاه این آیه را خواند:  

«فَمَنْ کانَ یَرجُو لِقاءَ رَبِه فَلْیَعْمَل عَمَلاً صَالِحاً و لا یُشْرِک بِعبادَهِ رَبِه احَداً » (کهف 110)

«پس هر که به لقای پروردگارش امید دارد، باید کاری شایسته انجام دهد و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند.»

 

 ریا در نماز:

   ریا کاری در نماز از ویژگیهای منافقان و نشانه‌های نفاق به شمار رفته است:

«إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَ هُوَ خَادِعُهُمْ وَ إِذَا قَامُواْ إِلَی الصَّلاَهِ قَامُواْ کُسَالَی یُرَآوُونَ النَّاسَ وَ لاَ یَذْکُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلاً » (نساء/142)

«منافقان می‌خواهند خدا را فریب دهند و هنگامی که به نماز بر‌می‌خیزند، با کسالت بر می‌خیزند، و در برابر مردم ریا می‌کنند و خدا  را جز اندکی یاد نمی‌نمایند.»

 

    از پیامبر اسلام (ص) پرسیدند: چگونه انسان با خداوند خدعه می‌کند فرمود:«به امر خداوند عمل می‌کند و از این عمل، غیر خدا را قصد می‌کند بنابراین از ریا و تظاهر بپرهیزید که ریا، شرک است.» [5]

در درّالمنثور از علی بن ابیطالب(ع) روایت شده که در تفسیر:

«الّذین هم یُرائون »(ماعون/6)

«همان کسانید که ریا می کنند»

 

 فرمود:«یعنی با نماز خود ریا می‌کنند.»[6]

  در این آیه ریا کارانِ در نماز، به عذاب تهدید شده‌اند[7] زیرا "ویل"در اصل به معنای عذاب و هلاکت است و کلمه‌ای است که برای تهدید به عذاب به کار می‌رود.[8]

 

پیامدهای ریا کاری:

1- باطل شدن انفاق:

« یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَالاذَی کَالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ... » (بقره/264)

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید بخششهای خود را با منّت و آزار باطل نسازید! همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می‌کند...»

 

2-    محرومیّت از محبّت خدا:‌

« ...إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ مَن کَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا...و َالَّذِینَ یُنفِقُونَ اَمْوَالَهُمْ رِئَـاء النَّاسِ... » (نساء/36-38)

«خداوند کسی را که متکبر و فخر فروش است دوست نمی‌دارد...و آنها کسانی هستند که احوال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می کنند...»

 

3- ریا، موجب همدمی با شیطان:[9]

«وَ الَّذِینَ یُنفِقُونَ اَمْوَالَهُمْ رِئَـاء النَّاسِ وَ لاَ یُوْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لاَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَ مَن یَکُنِ الشَّیْطَانُ لَهُ قَرِینًا فَسَاء قِرِینًا » (نساء/38)

«و آنها کسانی هستند که احوال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می‌کنند و ایمان به خدا و روز باز پسین ندارند (چرا که شیطان، رفیق و همنشین آنهاست) و کسی که شیطان قرین او باشد، بد همنشین و قرینی است.»

4- شرک خفی:

 از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده:

«کُلُّ رئاءٍ شِرْکٌ إنَّه مَنْ عَمِلَ لِلنّاسِ کان ثَوابُهُ عَلَی النّاسِ و من عَمِلَ للهِ کان ثوابُهُ عَلَی اللهِ»

«هرگونه ریایی شرک است، هر کس برای مردم کار کند پاداشش به عهدۀ مردم است و هر کس برای خدا کار کند ثوابش بر خداست.»[10]

 

حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود:

در روز قیامت، حق تعالی امر می فرماید که جماعتی را به جهنم ببرند. پس به مالک دوزخ خطاب می فرماید که: بگو به آتش، که قدمهای ایشان را نسوزاند، که ایشان به پای خود به مساجد می رفتند؛ و رویشان را نسوزاند، که وضو را تمام و کامل به جا می آوردند؛ و دستهایشان را نسوزاند، که به دعا به درگاه من بر می داشتند؛ و زبانشان را نسوزاند، که بسیار قرآن می خواندند. پس خازن جهنم به ایشان می گوید: ای اشقیا! چه کرده اید که با این اعمال مستحق جهنم شده اید؟ ایشان می گویند: ما کارهای خود را برای غیر خدا می کردیم. در این روز به ما گفتند که مزد خود را از کسی بگیرید که کار از برای او کرده اید. (بحار الانوار جلد 72 صفحه 296)

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

از ریا اجتناب کنید! به درستی که آن، شرک به خداست. ریاکار را در روز قیامت به چهار نام می خوانند: ای کافر! ای بدکار! ای مکار! ای زیانکار! ثواب عمل تو برطرف شد و مزدت باطل گردید، و تو را در این روز بهره ای نیست. برو مزد خود را از کسی که برای او کار کردی، بطلب. (بحار الانوار جلد 72 صفحه 295)

 

از امام صادق علیه السلام روایت شده که لقمان فرزند خود را وصیت فرمود:

ریا کننده را سه علامت است: چون تنهاست، در عبادت کسل و سستی می نماید؛ و در نزد مردم مردانه به عبادت می ایستد؛ و هر کار که می کند، توقع دارد که او را به آن کار ستایش کنند. (بحارالانوار جلد 72 صفحه 296)

 

رسول معظم اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:

کسی که به ریای مردم نماز بخواند او مشرک است؛ و کسی که به ریای مردم حج کند مشرک است؛ و کسی که به ریای مردم روزه بگیرد مشرک است؛ و کسی که به ریای مردم زکات دهد مشرک است؛ و هرکس فرموده ی خدا را برای مردم انجام دهد مشرک است؛ و خدا عمل ریا کننده را قبول نمی کند. (بحار الانوار جلد 72 صفحه 297)

 

امام صادق علیه السلام فرموده اند:

هر بنده که باطن خود را نیکو کند و نیت خود را درست سازد، چند روزی نمی گذرد، مگر آنکه خدا نیکی او را بر خلق ظاهر گرداند؛ و هرکس باطن خود را بد دارد، چند روزی نمی گذرد، مگر اینکه بدی او را ظاهر گرداند. (بحارالانوار جلد 72 صفحه 282)

 

و در حدیث دیگری فرمود:

هرکس اندکی از عمل را از برای خدا کند، خدا زیاده از آن بر خلق ظاهر سازد؛ و کسی که بسیاری از اعمال را با تعب بدن و بیداری شبها به قصد ریا انجام دهد، البته عمل او را در نظر آن جماعت که ایشان را منظور داشته، سهل و اندک نماید. (بحار الانوار جلد 72 صفحه 290)

  

 منظور از شرک، شرک خفی است که با ایمان منافات ندارد بلکه با کمالِ ایمان منافی است.



[1] . ابن فارس؛ معجم مقاییس اللغه، المکتب الاعلام الاسلام، 1404 هـ. ق، ج2، ص 473.

[2] . قرشی، سید علی اکبر؛ قاموس قرآن، قم، دارالکتب اسلامیه، ششم، ج 3، ص 30.

[3] . طبا طبایی، محمد حسین؛ تفسیر المیزان، سید محمد باقر همدانی، ج2، ص597.

[4] . سیوطی؛ جلال الدین، الدر المنثور فی تفسیر الماثور، قم، کتابخانۀ آیه الله مرعشی نجفی، 1404 ق، ج 4، ص256.

[5] . طبرسی؛ مجمع البیان، فی تفسیر القرآن ج3، ص 198، تهران، انتشارات ناصر خسرو، 1372 ش.

[6] . سیوطی، ج6، ص 400.

[7] . ر.ک: فرهنگ قرآن، هاشمی رفسنجانی و محققان مرکز فرهنگ و معارف قرآن، قم، بوستان کتاب 1386 ش، ج15، ص 215.

[8] . همان، به نقل از لسان العرب، مادّۀ «ویل»، ج 15، ص 422.

[9] . طباطبائی، سید محمد حسین؛ المیزان ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین 1374 ش، ج 4، ص 355.

[10] . مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374 ش، ج 13، ص 407.