تسویف

روزی شیطان یارانش را برای جلسه ای فوری دور هم جمع کرد

همه معاونین و مدیر کل ها ی دستگاه شیطان که جمع شدند

شیطان بدون مقدمه به یاران و هم حذبی های خود گفت

بیچاره شدیم خداوند ده شب در سال را برای آمرزش بی چون چرای گناهان قرار داده است و قسم خورد در بیش از 10 کار هم گناهان را مانند برگ پاییز می ریزد و در بیش از 10 کار گناه را به حسنه تبدیل می کند.

همه با تعجب نگاه می کردند به شیطان

بعد از نفسی عمیق شیطان گفت:

ما اول زیبا سازی کردیم و گناه را زیبا نشان دادیم و چشم مردم را بطرف چیزهایی که زیبا رنگ کرده بودیم و به هر جوک و لطیفه ای می خندیدند هدایت کردیم. به یارانمان گفتیم خود را زیبا کنند از رنگ و بوی خوش و حتی سر و صدا استفاده کنند و دل بندگان خدا را بلرزانند.  ولی خدا در سوره بقره آیه 168 ما را لو داد و مردم فهمیدند اول هر گناه یک لذت ؛ خنده ؛ تفریح .... وجود دارد . ما وقتی می دیدیم به غیبت و گناه لبخند می زند و اخم نمی کند او را می توانیم جذب کنیم.

دوم اومدیم پایمان را گذاشتیم در جای پای اتفاقات ؛ یعنی برایشان گناه را در یک موقعیت جدید پرتاب کردیم. مردم می گفتن این را خدا در راه ما گذاشته ؛ خدا در دامن ما گذاشته ؛ اگه خدا نمی خواست چنین اتفاقی نمی افتاد.... مردم دلخوش بودند که خدا در این کار دست دارد و گاهی می گفتند خدا ما را بهم رسانده و اگر او نبود ما تا حالا لو می رفتیم. ولی زود خدا ما را در آیه 52 سوره حج لو داد و مردم هر اتفاقی را دیگر از طرف بخت و یا شانس و یا خدایی نمی دانند.

سوم که بسیار هم خوب جواب می داد و جوانان زیادی را به وسوسه انداختیم روش لمس کردن بود و تحریک با لمس کردن بسیار اثر گذار بود ولی با فریاد بلندی خدا در سوره اعراف 201 و ناس 5 ما را لو داد و مردم اکنون خودشان را در تاکسی و  یا کلاس درس و جاهای عمومی جمع می کنند .

چهارمین راهی که امتحان کردیم دوستان و

 

همنشینان و حتی فامیل بود آنها چون اعتماد می کردند زود با روش قرین شدن با آنها به گناه می کشیدیم و چقدر از یارانمان را در کلاس دانشگاه مامور کردیم تا دانشجویان هالو را فریب دهند و جذب کنند و به گناه بکشند. کار بسیار خوب پیش رفت که شد حتی ضرب المثل : رفیق خوب را روز بد باید شناخت. دلمان به این روش خوش بود که خداوند برای اینکه فردا مردم نگویند خدا به ما نگفته بودی در سوره زخرف آیه 36 ما را لو داد ؛ چشم مردم را در انتخاب همنشین باز کرد. و ما بی چاره شدیم.

شاید یادتون نیاد؛ ما از عجول بودن آدم ها در این شیوه ها خیلی زیاد استفاده کردیم .

ما اومدیم حدود چندین سالی با تبلیغات ؛ وعده دادن؛ سر و صدا و دادن افتخار و جایزه خیلی ها را در گروه و حذب خودمان و از دین های جعلی گرفته تا فرقه های مختلف و دادن پله و مقام در این دین ها آنها را تشویق کردیم دین راحت و بی دردسر

را انتخاب کنند از متال گرفته تا ماسون و دین های ساختگی بسیار برای خودمان یار جمع کردیم و مردم به خیال اینکه این راه میانبر رسیدن به خداست راحت جذب شدند و اختیارشان را به ما سپردند این مردم بعضی هایشان بقدری استعداد داشتند که جانشین من در گروه شدند و خودشان با ابتکار راه و روش های مفاوت را اشاعه دادند و یار گیری می کردند . حالا خدا در سوره اعراف آیه 100 تذکر داده که مردم اختیارشان دست ما ندهد البته کمتر کسی متوجه نمی شود ولی حرفش رو زده و ما را بی چاره کرده.

 

کم کم مردم را از روی حسادتشان و قدرت کنجکاوی مردم را به تجسس و فضولی در امورات کار و زندگی دیگران کشاندیم و مردم آی غیبت می کردند و آی پشت سر هم حرف می زندند و حسناتشان را می سوزندان ما هم خیالمان راحت بود تا یکی به نام حضرت علی پیدا شد گفت : آهای مردم خدا گفته به هم جاسوسی نکنید در کار هم تجسس نکنید و مراقب لقمه حرام باشید و به هم ظن بد نداشته باشید بعد هم از سوره مطففین از آیه 1 تا 10 دلسیل آورد و میخ این روش را با سوره حجرات آیه 12 زد و دیگر بندگان واقعی خدا مراقب افکار خود در پشت سر مردم هستن و این روش زیاد در بین مومنین جواب نمی دهد بیاید یک فکری بکنید تعداد مومنین و اهل بهشت دارد زیاد می شود .

یکی از یاران شیطان که معاون سیاسی و امنیتی او بود گفت : ای عالی مقام ای معظم له بیایم مردم را به اسم زیرکی و با هوشی بطرف خودمان بکشیم و اونهایی که دید و نگاه تیزی دارند را وادار کنیم تا با نگاه و دید خاص خود کارهای خوب دیگران را به دیده شک و ابهام برای دیگران توضیح دهند و پشت سر هم از اهل عمل انتقاد کنند تا آنها سرد شوند مثلاً  فلانی رفت عیادت فلانی؟ اینها رفتند برای انتخابات جلسه دارند. افطاری داد؟ افطاری نیست این خانه‌ی تیمی است. رفیق‌هایش را جمع کرده به اسم افطاری می‌خواهند، یعنی اصلاً فکر نمی‌کند که یک کاری را مثلاً برای خدا، کسی انجام دهد. یکی ز این راه ها سیاست است ... خوب جواب می دهد.

شیطان لبخندی زد و گفت اره این در جریانه و روی این موضوع خوب هم کار کرده ایم و هرکسی براساس فکرش، دارد یک حرف‌هایی را می‌زند.

ولی اگر در کتاب آیات ما نگاه کنی این روش را ما به نام تخم ریزی و جوجه داری در ذهن و دل مومن بود که کم کم به همه کارهای خوب به اسم ریا شک می کردند یادتون که هست خدا پنبه این روش را در سوره انعام 112 بست و مستقیماً دستور داد که این نوع شک ها و بی اعتمادی ها از روش ماست یادتون که نرفته ؟

شیطان بعد از کمی مکث گفت : تا حالا دلمان خوش بود مردم را در نادانی و جهالت نگه داریم و آنها راه را نداند و احکام را نشناسند تا به راحتی به راه ما بیایند.

به ایشان گفت : طبق سوره نساء آیه 17 اگر کسی پیش خدا برود و بگوید من از روی نادانی و ندانستن این گناه را کرده ام خدا می بخشد

حالا باید یک گناه جدید درست کنیم و یا فکر راه چاره ای باشیم تا بتوانیم بندگان خدا را به گناه ترغیب کنیم

همه فکر کردند

مشورت کردند

در آخر جلسه یکی از مشاوران شیطان گفت: من فهمیدم در همان سوره در آیه بالایی خدا یک شرط گذاشته که دستمان را باز گذاشته می توانیم از این روش برای کم کردن آمار بهشت استفاده کنیم.

همه با تعجب و سکوت خیره به او نگاه کردند و با خونسردی معاون تعاون شیطان گفت: تسویف

از موضوعاتی که در کلمات اهل‌بیت(علیهم السلام) و همه بزرگان این خاندان مورد تاکید و ترغیب قرار گرفته، مساله غنیمت شمردن فرصت‌هاست. آدمی‌ مقاصدی دارد که در هر شرایطی نمی‌تواند در پی تحقق آن‌ها اقدام نماید؛ یعنی برای هر کاری فرصت مناسب را باید جستجو نمود و شرایط خاصی باید فراهم گردد تا بتوان برای آن اقدام کرد.

همگی می‌دانیم که جوانی همیشه باقی نمی‌ماند، اما به گونه‌ای رفتار می‌کنیم که گویا همیشه جوان خواهیم ماند. توجه نمی‌کنیم که روزی پیر می‌شویم و این قوا از دست می‌روند و نخواهیم توانست کار مورد نظر خود را انجام دهیم. گاه آن‌چنان غافلیم که دیگران هم هرچه می‌گویند چندان اثر نمی‌کند و فرصت‌ها را یکی پس از دیگری از دست می‌دهیم. واقعیت آن است که ما از وجود نعمت‌های بی‌پایانی که در اختیار داریم، غافلیم و توجه کافی به زمان، مکان و شرایط موجود نداریم تا بدانیم چه ذخیره‌ای از امکانات و چه گنجینه‌ای از نعمت‌های الهی را در اختیار داریم تا از آن‌ها استفاده کنیم. موقعی به وجود آن‌ها پی می‌بریم که آن‌ها را از کف داده‌ایم؛ مثلا تا زمانی که در حوزه یا دانشگاه هستیم و اساتید بزرگوار، مجرّب، دانشمندان، مربیان وارسته اخلاق و امکانات تحصیل و تهذیب فراهم است، به وجود ذی‌قیمت آن‌ها پی نمی‌بریم و یا گمان می‌کنیم که این فرصت همیشه باقی است و آن را به وقت‌های آتی حواله می‌دهیم؛ ولی ناگهان متوجه می‌شویم که فرصت از کف رفته است. اهمیت فراوان این مطلب و شدّت اهتمام دین مقدس اسلام باعث شده است تا با تعابیر مختلف در روایات شریف روی این مساله تاکید شود که فرصت‌ها را غنیمت بشمارید که مثل ابر می‌گذرند: اَلْفُرْصَهُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ .(نهج البلاغه، قصارالحکم، ش 21.

امیرالمومنین علی(علیه السلام) در یک جمله کوتاه و پرمعنا می‌فرماید: بادِرِ الْفُرْصَهَ قَبْلَ اَنْ تَکوُنَ غُصَّهً؛ تا فرصت هست از شرایط برای تکامل خودت استفاده کن، اگر از آن استفاده نکنی فردا غصه خواهی خورد و این فرصت به غم و اندوه تبدیل می‌شود . قبل از این که این فرصت از دست برود و به خاطر سپری شدن آن، مبتلا به غم و اندوه شوی آن را غنیمت بشمار!

اگر اصلی‌ترین کار برای طلبه و دانشجو به بهانه‌های مختلف به تاخیر ‌افتد؛ روزی به بهانه دلتنگی، روز دیگر به بهانه‌ی وضعیت نابسامان اقتصادی و یک روز نیز به بهانه نامطلوب بودن شرایط مطالعه و ...، و بالاخره با امید به این که یک روز مشکلات و معضلات حل می‌شود و دلتنگی‌ها برطرف می‌گردد و امور اقتصادی سامان می‌یابد؛ فرصت‌ها را یکی پس از دیگری از دست می‌دهد و عاقبت چاره‌ای جز خارج شدن از حوزه و دانشگاه با دست خالی را ندارد

  معمولا شیطان با القای افکار باطل که در ظاهر حکمت‌آمیز است، انسان را فریب می‌دهد؛ چون علم شیطان نه تنها کمتر از علم ما نیست؛ بلکه اگر علم صدها نفر را روی هم بگذاریم به اندازه علم  ابلیس ملعون نمی‌شود. شیطان شش هزار سال قبل از حضرت آدم در این دنیا زندگی می‌کرد و هم‌اینک نیز زنده است و از همه تجربیات خود و دیگران استفاده می‌کند؛ لذا شیطان از همه ما عالمتر است و راه‌های مختلف اغوای دیگران را خیلی خوب می‌داند. گمان مبرید که ما خیلی زرنگ هستیم و حتماً می‌توانیم در مقابل شیطان مقاومت کنیم و فریب نخوریم. او از ما بسیار استادتر است و گاهی افراد را به وسیله کلمات به ظاهر حکمت‌آمیز فریب می‌دهد.

دوراندیشی اقتضا می‌کند که فرصت را غنیمت بشماریم و در همین لحظه تصمیم بگیریم و عمل مناسب این فرصت را انجام دهیم؛ چراکه که این فرصت دیگر تکرار نمی‌شود و به دست نمی‌آید. مبادا کار را پشت سر بیندازد و مسامحه کند که مِنْ سَبَبِ الحِرْمانِ التَّوانی؛ به تاخیر انداختن، موجب محرومیت انسان می‌شود. هرگز نمی‌توان این را صبر و حوصله و دوراندیشی نامید؛ بلکه مصداق تام و کامل سهل‌انگاری، تسویف و فریب‌خوردن از شیطان است.

 تسویف؛ کلید کید شیطان

تسویف کلید کیدهای شیطان برای بازداشتن از رشد و تکامل انسان است. کلیدی که شیطان با وعده‌های بی‌اساس کار خیر را به تاخیر می‌اندازد. در کلمات نورانی امام علی(علیه السلام) آمده است که فریب خدعه‌ها و نیرنگ‌های شیطان را نخورید که او درصدد است تا شما را به تسویف بکشاند، چرا که او در کمین هلاکت و نابودی شماست.

لاتغتروا بالمنی و خدع الشیطان و تسویفه فإن الشیطان عدوکم، حریص علی اهلاکم (1)

امیرالمومنین با سرزنش کسانی که کار خیر را به موقع انجام نمی‌دهند، می‌فرماید: کل معالج یسال الانظار و کل موجل یتحلل بالتسویف؛ کسانی که فرصت ندارند، به دنبال فرصتند و از خدا مهلت می‌طلبند تا بندگی و عبادت کنند و کسانی که فرصت دارند، با بهانه جویی کار را به تاخیر می‌اندازند.(2)

امام علی(علیه السلام) یکی از معضلات جامعه اسلامی را مبتلا شدن علما و دانایان به این بیماری می‌داند و می‌فرماید: جاهلان شما به مرض زیاده روی و عالمان شما به بیماری تسویف گرفتارند؛ جاهلکم مزداد و عالمکم مسوف(3)

این بیماری جامعه را از مرز اعتدال و توازن دور و به ورطه افراط و تفریط سوق می‌دهد.

کار را به وقت مناسب موکول کردن و به دنبال فرصت استثنایی و طلایی گشتن و بهانه تراشی در انجام عمل؛ بیماری است که در صورت شیوع آن جامعه به تعطیلی و تنبلی کشیده شده و در نتیجه به عقب‌ماندگی تمدن اسلامی منجر می‌شود. به عنوان نمونه اگر اصلی‌ترین کار برای طلبه و دانشجو به بهانه‌های مختلف به تاخیر ‌افتد؛ روزی به بهانه دلتنگی، روز دیگر به بهانه‌ی وضعیت نابسامان اقتصادی و یک روز نیز به بهانه نامطلوب بودن شرایط مطالعه و ...، و بالاخره با امید به این که یک روز مشکلات و معضلات حل می‌شود و دلتنگی‌ها برطرف می‌گردد و امور اقتصادی سامان می‌یابد؛ فرصت‌ها را یکی پس از دیگری از دست می‌دهد و عاقبت چاره‌ای جز خارج شدن از حوزه و دانشگاه با دست خالی را ندارد. اما به راستی آیا روزی فرا خواهد رسید که از مشکلات و نابسامانی‌ها و دغدغه‌های ذهنی و فکری خبری نباشد؟! هرگز!!

امیرالمومنین علی(علیه السلام) در یک جمله کوتاه و پرمعنا می‌فرماید: بادِرِ الْفُرْصَهَ قَبْلَ اَنْ تَکوُنَ غُصَّهً؛ تا فرصت هست از شرایط برای تکامل خودت استفاده کن، اگر از آن استفاده نکنی فردا غصه خواهی خورد و این فرصت به غم و اندوه تبدیل می‌شود

عمر من شد فدیه ی فردای من                    وای از این فردای ناپیدای من 

بیان حکایتی از حالات امیرم?منان پیشوای حق بین‌ ما بیانگر اهتمام آن امام همام به راه نداشتن تسویف در سیره و زندگی اوست. در یکی از شب‌ها مال فراوانی را به محضرش آوردند، حضرت در همان لحظه فرمان تقسیم آن‌ها را داد. بعضی از کسانی که در دام تسویف گرفتار بودند، عرض کردند: یا امیرالمومنین! الان شب است، این کار را به فردا موکول کن. امیرالمومنین علیه السلام که شتاب در امر خیر را نیکو می‌دانست، فرمود: آیا ضمانت می‌کنید که تا فردا زنده بمانم؟! در پاسخ گفتند: این امر به دست ما نیست. پس آن حضرت شمعی طلبید و شبانه خود اموال را تقسیم کرد و به صاحبانش که فقرا و ایتام بودند، رسانید.

پی نوشت ها :‌

[1] . بحارالانوار، ج 81 ، ص 100.

[2] . نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 1224، حکمت 227.

[3]. همان، ص 1223، حکمت 275.

[4]. بحارالانوار، ج 41، ص 43.