ایجاد انگیزه
 

  ایجاد انگیزه

نویسنده رضا پورشیخ

مقدمه :

 

لازمه هر شروعی ایجاد ارتباط مطلوب و فضاسازی است. فرآیند یاددهی یادگیری امری دوسویه است و به توافق دوسویه نیاز دارد . معلم نمی تواند بدون توجه به انگیزه و علاقه دانش آموزان شروع به تدریس کند، زیرا تدریس تزریق نیست . مهارت معلمان در این قسمت بسیار مهم است و نبود آن به ضرر دانش آموز و کاهش میزان یادگیری می شود.

 

نقطه شروع تدریس به هنرمندی خاص نیاز دارد تا با نشاط ، هدفمند و انگیزه ساز باشد. فراگیرندگان باید با معلم همسو شوند و زمینه مشارکت آنان فراهم آید.

 

انگیزش به عنوان عامل نیرودهنده ، هدایت کننده و نگهدارنده رفتار تعریف شده است . انگیزه اصطلاحی دقیقتر از انگیزش است. تفاوت بین انگیزش و انگیزه در این است که انگیزش عامل کلی مولد رفتار است، اما انگیزه حالت اختصاصی یک رفتار خاص است.

 

بازتاب به یک رابطه ساده بین یک محرک و یک پاسخ گفته می شود. غریزه یک الگوی رفتاری پیچیده است که تجارب یادگیری بر آن تاثیر زیادی ندارد و به صورت مشترک در همه اعضای یک نوع، دست کم در نر یا ماده آن به طور یکسان دیده می شود. نقش پذیری رفتار پیچیده ای است که در بعضی از حیوانها در مرحله خاصی از عمر ظاهر می شود. نیاز به یک حالت ناشی از محرومیت در جاندار گفته می شود و سائق به انرژی حاصل از نیاز اشاره می کند.

 

نیاز به پیشرفت یا انگیزه پیشرفت یک میل یا علاقه به موفقیت کلی یا موفقیت در یک زمینه فعالیت خاصی گفته می شود. نیاز به پیشرفت با آزمون اندریافت موضوعی سنجیده می شود. افراد دارای انگیزه پیشرفت زیاد در یادگیری بر افرادی که از این انگیزه بی بهره اند پیشی می گیرند. برانگیختگی به حالت تهییج، توجه، یا گوش به زنگ بودن اشاره می کند. طبق نظریه های مربوط به برانگیختگی ، در صورتی یک محرک بیشترین اثر را دارد که سطح بهینه برانگیختگی را تولید نماید. مشوق یک هدف واقعی است که دستیابی به آن انگیزه ای را ارضا
می کند.

 

ما در اینجا علاوه بر مطالب یاد شده بر مفاهیم فنون ایجاد انگیزش در یادگیرندگان در 11 بند اشاره کرده ایم.
« شیوه ایجاد انگیزه در دانش آموزان »

 

انگیزه نیرویی است که افراد را به کار وادار می سازد.

 

در یادگیری کارآموزان و دانش آموزان با انگیزه مسئله مهمی است. به واقع بعضی متخصصان ، ایجاد انگیزه را از مسئولیتهای نخستین مربیان و معلمان می دانند. با وجود برانگیخته شدن یادگیرندگان، این احتمال هست که آنان تلاش کافی برای تسلط یابی نشان ندهند. با تاسف گفتنی است که حتی بهترین برنامه های کارآموزش و آموزش سازماندهی شده هم در صورت نبود انگیزه در کارآموزان و دانش آموزان به بار
نمی نشینند.

 

هنوز هم افرادی هستند که پیشاپیش نشانه هایی از انگیزش در خود دارند. انسانها از ابتدای حیات خود تا واپسین حیات خودانگیختگی را با خود دارند. انگیزش از ویژگیهای هر موجود زنده است. ولی، در موادی دیده می شود که یادگیرندگان دوست ندارند کاری که انجام می دهند بنابر خواسته معلمان یا مربیان باشد. به هر روی، آنان به طریقی برانگیخته می شوند.

 

بنابراین مربی و معلم بیش از آنکه نقش انگیزه زایی را ایفادکند، به ایفای نقش کنترل انگیزش یادگیرندگان و سوق دادن انگیزه ها برای یادگیری تکلیف یا کار ویژه ای می انجامد. یعنی، توجه آنان به نحوی جلب می شود و انرژیشان برای انجام دادن فعالیت جدیدی هدایت می گردد.

 

ماهیت و نقش انگیزش

 

انگیزه نیرویی درونی است که سبب می شود به نحوی معین رفتار کنیم. گاه انگیزه غریزی و گاه ناشی از تصمیمی منطقی است. روی هم رفته، گفتنی است که آن ترکیبی از هر دو است. تا حدودی انگیزش غریزی ، نیندیشیده و تا حدودی هم منطقی و اندیشیده است. اغلب، انگیزش ، خودمحور و در خدمت شخص است.

 

انگیزه ها نیروی قوی در فرآیند آموزش یادگیری هستند


 

اضطراب و انگیزش

 

آنگاه که بر شدت انگیزش افزوده می شود، تنش و اضطراب هم تشدید می شود، چنین افزایشی بر حالات عاطفی و نواخت عضلانی فرد اثر می گذارد . هر دو حالت در آموزش آثاری به جا می گذارند. آنها، بر فراگیری دانش، مهارتها و نگرشها اثر می گذارند.

 

روی هم رفته اضطراب بر عملکرد فرد آثار مثبت و منفی دارد. اکثر افراد می توانند با حد معقولی از اضطراب سازگارگردند.ولی،تنش بیش ازاندازه مخرب و ناتوان کننده است. با تنش زیاد نمی توانید به مدت طولانی، کاری راکه می توانستیدانجام دهید،به عمل درآورید.اضطراب زیادفردراازدستیابی به مهارت محروم می کند.

 

از سوی دیگر فقدان تنش هم تضعیف کننده است. نبود تنش سبب انجراف توجه یادگیرندگان می شود. این امر سبب می شود چالشها از بین برود و فعالیتها جذابیت خود را از دست دهند.

 

زمانی عملکرد، کارآیی نشان می هد که حد متعالی از اضطراب درکار باشد. تنش نباید بسیار زیاد و هم بسیار کم باشد. زمانی که افراد بسیار نگران یا بی خیال اند، عملکرد به زوال می رود.

 

حفظ تعادل کار ساده ای نیست. زیرا، می طلبد که پیوسته موقعیت آموزشی زیر نظر باشد. ارائه اهداف عینی و روشن به یادگیرندگان از اضطراب آنان می کاهد. سنجش، به افزایش آن کمک می کند. مشخص کردن انتظارات و نحوه سنجش از بروز تنش زیاد پیشگیری می کند. عدم ارائه اطلاعات به یادگیرندگان سبب تلخ کامی
می شود. لازم به ذکر است که یادگیرندگان بزرگسال نسبت به جوانان نیاز به اضطراب بیشتری دارند.

 

نیازهای فراگیرندگان

 

افراد نیازهایی دارند که باید به یک یا چند شیوه برآورده شوند. این مسئله، واقعیتی است که هم در موقعیتهای آموزشی و هم در دیگر محیط های کاری جلوه می کند. تا زمانی که معلمان و مربیان،نیازها را برآورده نکنند، کارآموزان و دانش آموزان نخواهند توانست به فراگیری اقدام کنند. بدین سبب انگیزش مسئله ای نیست که حل آن را به دست شانس سپرد.

 

برآورده کردن نیازها، یکی از چهار کارکرد یک مربی یا معلم مدیر است. اگر افراد برای یادگیری کار و تکلیف برانگیخته نشوند، برنامه ریزی، سازماندهی و ارزشیابی موردی برای طرح شدن ندارند. بنابراین، برای دستیابی، به این امر مهم، تکلیف یادگیری باید به نحوی طراحی گردد که سبب رضامندی شود.

 

فنون ایجاد انگیزش در یادگیرندگان

 

همانطور که در بالا هم گفته شده است، بهترین راه ایجاد علاقه در یادگیرندگان بهبود شرایط یادگیری و افزایش سطح کیفی روشهای آموزشی است. از طریق یادگیرندگان به موفقیت بیشتر در یادگیری نائل می آیند و این کسب موفقیت علاقه و انگیزش آنها را نسبت به یادگیری مطالب تازه افزایش می دهد. در زیر فنون و روشایی را معرفی می کنیم که استفاده از آنها معلم را در بالا بردن سطح انگیزش یادگیرندگان یاری می دهد. در تدوین این قسمت از همه نظریه های انگیزشی و یافته های پژوهشی مربوط به یادگیری و انگیزش استفاده شده است.

 

 

 

1 آنچه را که از یادگیرندگان به عنوان هدف آموزشی انتظار دارید در آغاز درس دقیقاً به آنها بگویید.

 

ترغیب و هدایت یادگیری دانش آموزان ودانشجویان مستلزم بیان صریح هدفهای آموزشی و نوع رفتار یا مهارتهایی است که آنها می خواهند بیاموزند. یادگیرندگانی که از هدفهای درس و آموزش مطلع نمی شوند به  خوبی یادگیرندگانی که معلم پیش از آغاز درس دقیقاً به آنها می گوید که چه انتظاراتی از آنها دارد، در پیشرفت درسی موفق نمی شوند. « ندادن اطلاعات ضروری به یادگیرندگان درباره نتایج فعالیتهای یادگیری شان یا ایجاد انتظارات منفی در آنان درباره کاری که باید انجام دهند منجر به انگیزه یادگیری در آنها نخواهد شد».

 

 

 

2 در شرایط مقتضی از تشویقهای کلامی استفاده کنید.

 

در بسیاری مواقع، تقویت ملموس به اندازه تشویقهای کلامی معلم موثر نیست. استفاده از اظهاراتی چون (خوب، عالی و مرحبا) پس از عملکرد درست دانش آموز از تدابیر موثر انگیزشی است. تشویق
دانش آموز ساده ترین و طبیعی ترین وسیله ای است که به سهولت در اختیار معلمان قرار دارد. موثرترین تشویق آن است که به رفتار و عملکرد درست دانش آموز وابسته باشد. ضمناً معلم نباید بیشتر از اندازه لازم دانش آموزان را مورد ستایش و تشویق قرار دهد. تشویق بیش از حد اثرش را از دست می دهد و از خاصیت تقویت کنندگی آن کاسته می شود. همینطور علاوه بر اظهارات شفاهی ، تشویقهای کتبی در ورقه امتحانی و دفترچه تکلیف دانش آموزان بر یادگیری آنان اثر مثبت دارد.

 

 

 

3- از آزمونها و نمرات به عنوان وسیله ای برای ایجاد انگیزش در یادگیرندگان استفاده کنید.

 

از آنجا که نتایج آزمونها به صورت نمره هایی که به یادگیرندگان داده می شوند با پاداشهای مختلف، چون تایید معلم و والدین، ارتقاء به کلاس بالاتر، دریافت گواهینامه، ورود به دانشگاه، کسب مشاغل مورد علاقه و مواردی نظایر اینها وابسته اند. نمره های معلمان دارای ارزش انگیزشی زیادی هستند. بنابراین ، معلم می تواند با اجرای مکرر آزمونها، سطح انگیزشی یادگیرندگان را بالا ببرد. با این حال نکته ای که باید در نظر بگیرید این است که از آزمونها و امتحانات باید  به عنوان وسیله ای برای دادن بازخورد به دانش آموزان در رابطه با نحوه عملکرد و میزان یادگیری شان استفاده کنید، نه به عنوان وسیله ای جهت ارعاب و تنبیه آنان.

 

 

 

4 از خاصیت برانگیختگی مطالب مختلف استفاده کنید.

 

محرکهای تازه، تعجب برانگیز، و پرمعنی سطح برانگیختگی را افزایش می دهند و سبب تحریک حس کنجکاوی یادگیرنده می شوند. معلم می تواند با ارائه مسائل و مطالبی که از این ویژگیها برخوردارند در یادگیری ایجاد انگیزش نمایند. در این مورد باید توجه شوند که مسائل و مطالب ارائه شده بیش از حد توانایی دانش آموزان نباشد زیرا ممکن است به شکست و ناکامی در آنها منجر گردد و سبب دلسری شان بشود.

 

 

 

5 مطالب آموزشی را از ساده به دشوار ارائه دهید.

 

ارائه مطالب درسی به صورت متوالی، از ساده به دشوار ، موجب می شود که یادگیرندگان ابتدا در یادگیری مطالب ساده به اندازه کافی موفقیت بدست می آورند. این کسب موفقیت اولیه انگیزش یادگیرنده را برای یادگیریهای بیشتر افزایش می دهد و برآمادگی او می افزاید . بنابراین معلم باید سعی کند تا در تمام مراحل آموزشی برای همه یادگیرندگان فرصت کسب موفقیت فراهم آورد.

 

6 از ایجاد رقابت و هم چشمی در میان دانش آموزان جلوگیری کنید.

 

معلم باید از ایجاد رقابت بین دانش آموزان که به کسب موفقیت در معدودی از آنها و شکست اکثریت آنها
می انجامد جلوگیری بعمل آورد. معلم به این منظور می تواند از تدابیر مختلفی استفاده کند. به عنوان مثال، برای جلوگیری از ایجاد رقابت میان دانش آموزان در بحثهای کلاسی، معلم می تواند در جریان بحث ، پس از گفتن نام دانش آموزی معین، به طر سوال بپردازد، نه اینکه ابتدا سوال را طرح کند و بعد از کلاس بخواهد تا هرکه می تواند به طور داوطلبانه به سوال اوجواب دهد. بردن نام دانش آموز پیش از طرح سوال موجب خواهد شد که معلم مشارکت همه افراد کلاس را در فعالیتهای آموزشی جلب نماید و همه افراد کلاس تقویت دریافت کنند. ولی اگر معلم ابتدا سوالی را طرح کند و بعد از دانش آموزان بخواهد تا هر که می تواند به آن جواب دهد، تعداد کمی از دانش آموزان مستعد و قوی کلاس به سوال های معلم پاسخ خواهند داد و تنها آنها مورد تایید و تقویت قرار خواهند گرفت.

 

 

 

7 هنگام آموزش مطالب تازه از مثالهای آشنا و هنگام کاربرد مطالب آموخته شده از موقعیتهای تازه استفاده کنید.

 

وقتی که می خواهید مطالب تازه ای را به دانش آموزان بیاموزید آن را با استفاده از مثالها و موارد ملموس و آشنا به یادگیرندگان توضیح دهید. این اقدام به جریان یادگیری سرعت می بخشد و سطح علاقه مندی
دانش آموزان را افزایش می دهد. اما هنگامی که می خواهید کاربرد مطالب آموخته شده را نشان دهید، آنها را در موقعیتهای تازه و بدیع به کار برید. استفاده از موقعیتهای تازه از یکنواختی مطلب و حالت کسل کنندگی آن می کاهد و به علاقه یادگیرنده در استفاده از آنچه آموخته است می افزاید.

 

 

 

8 علاوه بر توضیح و تشریح مطالب به طور کلامی ، تا آنجا که ممکن است از روشهای دیگر آموزشی نیز استفاده کنید.

 

بحث گروهی ، بازیهای آموزشی، گزارش انفرادی و گروهی به وسیله دانش آموزان، گزارش مطالب دروسی مانند تاریخ به صورت نمایش زنده، و هر تدبیر دیگری که دانش آموزان را در فعالیت یادگیری شرکت دهد به مقدار زیاد انگیزه انان را بالا می برد. کسل کننده ترین روش آموزشی آن است که معلم تمام وقت کلاس را به خود اختصاص دهد و فرصت هیچ گونه فعالیت و اظهار نظری را به یادگیرندگان ندهد. یکی از بهترین راههای ایجاد انگیزه در یادگیرندگان، شرکت  دادن آنها در فعالیتهای کلاسی است.

 

 

 

9 پیامدهای منفی مشارکت یادگیرندگان در فعالیت یادگیری را کاهش دهید.

 

مشارکت دانش آموزان در جریان یادگیری باید با تقویت مثبت مواجه گردد تا موجب دلسردی آنها نشود. معلم برای این منظور باید سعی کند از پیامدهای آزارنده این کار جلوگیری به عمل آورد. از جمله عواملی که ممکن است در جریان یادگیری باعث دلسری دانش آموزان و دانشجویان بشود می توان موارد زیر را نام برد :

 

- گرفتن نمره کم در امتحانی که معلم محتوای آن را قبلاً آموزش نداده است.

 

- اجبار در انجام تکالیفی که سطح دشواری آنها خارج از توانایی یادگیرنده است.

 

- بی توجهی معلم به کوششهای یادگیرندگان.

 

- مجبور ساختن یادگیرنده به رقابت با کسانی که از او توانایی بیشتری دارند.

 

- مجبور ساختن یادگیرندگان به ساکت و آرام نشستن در کلاس و گوش دادن به سخنرانیهای خسته کننده معلم.

 

- مجبور ساختن یادگیرندگان به انجام کارهای تحقیر آمیز و دور از حیثیت.

 

 

 

10 به دانش آموزان مسائل و تکالیفی بدهید که نه خیلی ساده و نه خیلی دشوار باشند.

 

افراد دارای انگیزش پیشرفت به سراغ تکالیفی می روند که مستلزم قدری تقبل خطر است. این نوع تکالیف اگر به درستی انجام پذیرند منجر به افزایش احساس اعتماد به نفس در یادگیرنده می شوند. اما تکالیف بسیار آسان به چنین احساسی نمی انجامد و تکالیف بسیار دشوار نیز غالباً به شکست و ناکامی فرد منجر می شوند. بنابراین، سطح مسائل و تکالیف درسی باید منطبق بر سطح توانایی یادگیرنده باشد، به گونه ای که او با کوششی که به کار می گیرد از عهده انجام آنها برآید.

 

11 تا آنجا که ممکن است مطالب درسی را به صورت معنی دار و در ارتباط با موقعیتهای واقعی زندگی ارائه دهید و در حد امکان در انجام فعالیتهای آموزشی به یادگیرندگان آزادی عمل بدهید.

 

روانشناسان انسانگرا معتقدند که انگیزه واقعی انسانها در یادگیری انگیزه درونی و خودجوش آنهاست. طبق این نظر، افراد بشر در صدد کشف اطلاعات و درک معانی امور هستند واین موجب یادگیری آنها می شود. لذا هر قدر مطالب معنی دار تر و منطقی تر جلوه کنند کنجکاوی فرد را بیشتر تحریک می نمایند. بنابراین، معلم باید هم مطالب یادگیری را معنی دار جلوه دهد و هم فرصت یادگیری اکتشافی را برای دانش آموزان فراهم کند تا دانش آموزان خود به کشف معنی مطالب بپردازند. برای این منظور، فضای آموزشی باید باز و آزاد و انسانی باشد، به گونه ای که افراد آزادی عمل داشته باشند تا هر شیوه یادگیری را که مایل اند خود انتخاب نمایند.
 یکی از شرایط مهم آموزش آفرینندگی ایجاد فضای آزاد یادگیری و تشویق یادگیرندگان به اظهار عقاید و اندیشه های خود و همچنین تشویق آنها به استفاده از روشهای اکتشافی و ابداعی یادگیری است.


 

منابع و مآخذ

 

 

 

1 روانشناسی پرورشی(روانشناسی یادگیری و آموزش) دکتر علی اکبر سیف- (ویرایش 5) تهران انتشارات آگاه سال 1380 شماره شابک : 1-149-416-964

 

2 روشهای فعال تدریس در برنامه های پرورشی ( کتاب راهنمای معلم) -  منوچهر فضلی خانی تهران انتشارات موسسه فرهنگی منادی تربیت چاپ سوم تابستان 1379 شابک : 9-41-6854-964

 

3 راهنمای عملی روش های مشارکتی و فعال در فرآیند تدریس منوچهر فضلی خانی تهران انتشارات آزمون نوین سال 1382 شابک : 8-56-5647-964

 

4 راهنمای نوین تدریس برای آموزش و کارآموزی محرم آقا زاده دکتر محمد احدیان تهران انتشارات آییژ سال 1378 شابک : 7-04-7006-964

 

5 کتاب بروس جویس 1974 ترجمه محمد رضا بهرنگی 1374