تفوت روش نمایشی و چند حسی

اگر معلمی برای بالا بردن سطح ادارک در فراگیران خود از وسایل و رسانه های آموزشی استفاده کند و با تحریک حواس مختلف بخصوص بینایی ؛ شنیداری و لامسه سعی در تمیز عوامل فیزیکی برای درک راحت تر قواعد و مفاهیم می شود .
او از روش تدریس چند حسی استفاده کرده است هر چه تعداد حواس در ادراک بالاتر باشد یعنی وسیله تحریک کننده حواس بیشتری باشد ؛ فراگیر می تواند اطلاعات بیشتری را کسب کرده و درک و تعمیم و حتی زنجیز کردن قواعد را راحت تر و سریع تر انجام دهد.


فرض کنید معلمی این تصویر را به تابلو کلاس چسبانده و در مورد آن ؛ تعداد و شکل گلبول های داخل یک مویرگ توضیح می دهد ( بنا به گفته ادگارد دیل ) 75 درصد یادگیری از راه دیدن و 13 درصد یادگیری از را شنیداری امکان پذیر است  . ولی باید بخاطر داشت فقط در حافظه کوتاه مدت جای می گیرد و هنوز تا درک و فهم ( شناختی) راه زیادی مانده است.

حالا تفاوت در اینجاست که این رسانه به تابلو نصب می شود بصورت چارت یا پوستر و یا... حتی بصورت اسلاید و یا پاورپوینت و معلم با لیزر و یا چوب نشان گر تدریس کند . روشی که بکار می برد هم نمی گویم سخنرانی بلکه بسیار جذاب حتی قصه گویی و داستان سرایی؛ ولی باز اطلاعات فقط در حافظه جای می گیرد فقط دقت و توجه فراگیران را بیشتر جلب کرده است نه یادگیری را ترغیب کرده!!

معلمی مولاژ و یا مدل و ماکتی را با خود به کلاس ببرد و روی میز آموزگار قرار دهد و خود این مولاژ گران قیمت را انحصاری در اختیار گرفته و برای فراگیران تشریح می کند ... هر چند وقت عضوی را در آورده به توضیح در مورد آن می پردازد و فراگیران با کنجکاوی مانند برنامه شعبده بازی جذب شده و به مولاژ خیره می شوند...این روش چند حسی جای خود را با روش نمایشی عوض کرده و دیگر تاثیر یادگیری آن پایین می آید. فقط حافظه محور و کاملا سنتی و روش مستقیم معلم مدار است. فراگیر فقط یک بیننده است .
مانند دانش آموزانی که به اردوی مدرسه رفته در باغ وحش در حالیکه در صفوف منظم از کنار قفس حیوانات رد می شوند و معلم و یا راهنما در خصوص آن حیوان توضیحاتی می دهد ... در این حالت هم یادگیری صورت نمی گیرد یکسری اطلاعات در حافظه دیداری و شنیداری بصورت خاطره ذخیره می گردد.
حال اگر دانش آموزان در گروه های مختلف تقسیم شده هر گروه در مورد یکسری یا یک دسته از حیوانات ( پرندگان- خزندگان و ...) تحقیق کرده و تصویر و مطالب تهیه نموده بصورت کنفرانس؛ پاورپوینت، روزنامه دیواری؛ تدریس یاران به کلاس ارائه دهند ؛ به راحتی یک روش تدریس معلم محور به روش نیمه مستقیم و حتی یاددهی و یادگیری تبدیل می شود.


اگر این رسانه در اختیار گروه یا فراگیر قرار گیرد تا خودش نکات مبهم و کلیدی آنرا کشف کند و مطالعه، تفحص و بحث در خصوص آن وسیله باعث دریافت اطلاعات و مفاهیم و حتی کشف یک سری اصول و قوانین ساده می شوند که هرگز فراموش نمی کنند چون در یادگیری سهم داشته اند و این یافته خود را هر چند ناقص با اعتماد به نفس و جرات بسیاری توضیح می دهند.اگر مطالب یافته شده توسط فراگیر را کنار هم بگذاریم و گزارش همه گروه ها را بعد از ارائه جمع بندی و رفع نقص کنیم یک روش تدریس نیمه مستقیم ارائه داده ایم که یادگیری شیرین آن سالها به کام یادگیرنده باقی خواهد ماند. در این صورت روش نمایشی ساده و معلم محور با کمی راهنمایی به الگوی چند حسی و حتی مختلط تبدیل می شود.
فراگیر در این روش چند حس فعال شده کشف قواعد صورت می گیرد در بحث و تفحص گروهی راحت مفاهیم دریافت شده و برای خود یاد سپار میسازد.

پورشیخ