غرض از سوراخ کلید

غرض گشودن قفل سعادت است به جهد

چه فرق گر زر سرخ و گر آهن است کلید

این شعر زیبا و البته یک بیت از ابیات گوهر بارش را از طرف پروین اعتصامی تقدیم می کنم به از ما بهتران و دانایان مطلق و عاملان به علم و تقوا

آنانکه برای لحظه لحظه ی ما و زندگی ما و یادگیری ما برنامه ریزی؛ تحقیق و پژوهش و آینده نگری می کنند

آنانکه یادشان رفته اصل آموزش و پرورش و هدف از این همه معلم و کلاس درس و بودجه یادگیری و بکار بستن آنچه آموخته ایم بوده است

آنانکه یادشان رفته فراگیر برا ی زندگی در جامعه باید حاضر شود نه برای ورود به دانشکاه امتیاز جمع کند

تقدیم میکنم به او که ندانسته و تحقیق نکرده پشت تریبون حرفی را زد و برا یاینکه کم نیاورد با سر رفت در مسئولیت 6؛3؛3 نظام نوین 40 سال قبل

تقدیم می کنم به آنانکه با تمام سعی خود در این تابستان کتاب های ششم را نوشتند

دبیران مازاد را به زور به ابتدایی فرستادند

و با سرعت هر چه تمام تر کلاس ها ی ضمن خدمت بر پا کردند تا معلمان کلاس ششم دوره ببینند

تقدیم میکنم این شعر زیبا را به اهل برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش که اصلا مهم نیست نظریه گانیه و یا پیاژه و یا جان دیویی هر سه را با هم قاطی کنیم در کلاس ششم

مهم این است که یادگیری ما در کلاس ششم هم با پنجم و هم با دوم راهنمایی متفاوت است

تقدیم می کنم این شعر پروین اعتصامی را به شورای آموزش و پرورش که چرخ را دوباره اختراع کردند... مشکل ما یادگیری و بکار بستن آن در جامعه و تفاوت جامعه با متون  و محتوای آموزشی است ... مشکل ما 20 هزار نیرویی است که جذب کردید

مشکل اصلی این است که قفل سعادت دنیا و آخرت فراگیران را به جهد و روش های درس یاددهی و یادگیری باز کنیم که در نهایت هم صورت نمی گیرد ؛ مشکل این نیست که چیدمان نظام آموزش ما چند است!!!  آموزش و پرورش تا دولتی است و سر در خزانه مملکت دارد و خودش مقدمه و پله کان رسیدن به آموزش عالی است ...همین است که هست