داستان قران کریم

هدف کلی :

آموزش داستان قران کریم

 

هدف جزئی :

آموزش یکی از داستانهای قران کریم

 

هدف رفتاری :

1.دانش آموز بتواند علت صد سال به خواب رفتکی عزیر دران سرزمین ویرانه را بیان کند .

2. دانش آموز بتواندبیان کند که عزیر چگونه پی به قدرت خداوند برد؟

3. دانش آموز بتواندبیان کندکه بعد از بیدار شدن عزیر چه تغییراتی درآن سرزمین رخ داده بود

حیطه ی شناختی:

تفکر در خلقت اعضا و جوارح و تفکر در مورد جهان آخرت.

حیطه روانی –حرکتی :

دانش آموز بتواند دو مورد دیگر از معجزه ی زنده شدن مردگان بیان کند

وسایل مورد نیاز:

کتاب – تصاویر – کارت

رفتار ورودی :

معلم با لبخند و سلام وارد کلاس میشود بعد از خوشو بشی کوتاه با دانش آموزان وبانام خدا کلاس خود را شروع میکند ابتدا به حضور و غیاب دانش آموزان وسپس به دیدن تکالیف میپردازد وسپس به اصلاح در کار میپردازد.

ارزشیابی تشخیصی :

معلم قبل از ارائه درس جدید از دانش اموزان سوالاتی درباره ی درس گذشته میپرسد تامطمئن شود دانش اموزان ان درس را فرا گرفته اند.

 

ایجاد انگیزه :

امروز میخواهیم بایک داستان قرانی همراه شویم خوب به این داستان گوش کنید تا درباره آن باهم صحبت کنیم . و از شما سوالاتی بپرسم.

 

داستان وارائه درس:

عزیر زنده می شود

عزیر مقداری آب و غذا بر می دارد و در خورجین الاغ خود می گذارد.((بسم الله))

می گوید و به قصد سفر شهر خود را ترک می کند.در بین راه خود را در مقابل شهر زلزله زده ی ویرانی می یابد. به فکر فرو می رود :(راستی چگونه روزی همه ی این مردگان که زیر آوار خانه هایشان پوسیده و از بین رفته اند به قدرت خدا زنده خواهد شد همین طور که در این اندیشه است احساس خستگی میکند کنار رودخهانه ای که از پای کوه جاری است از الاغ پیاده میشود افسار حیوان را به درختی میبندد.

تادر سایه  آن مقداری استراحت کند در این هنگام به خواب سنگینی فرو میرود.

صدایی می شنود صدایی آشنا که می گوید عزیر.عزیر بلند شو!

چشمهایثش را باز میکند دستش را به زمین تکیه داده و بلند می شود به اطراف نکاه می کند اتفاق عجیبی افتاده است تا چشم کار می کند همه چیز دچار تغییر و دگرگونی شده است با خود می گوید شاید خواب می بینم.

شاید کسی مرا در خواب جا بجا کرده است یادش می آید که در سایه درختی خوابیده بود همانجا کنار درخت چیزی توجه عزیر را به طرف خود جلب می کند:

آب و غذایش تازه و دست نخورده کنارش مانده است ولی از الاغش خبری نیست دوباره همان صدای آشنا- که صدای فرشته وحی است از او می پرسد آیا می دانی چقدر در این سرزمین مانده ای عزیر بی درنک جواب می دهد شاید چند ساعتی یا یک روز فرشته وحی ادامه می دهد اما تو صد سال است که اینجا هستی مرده بودی الاغ پیر و با وفایت هم مرده است نگاه کن! عزیر جلو تر می رود از آن حیوان بیچاره جز تکه های استخوان و نشانی که در پیشانی الاغش میبست چیزی نمی یابد

بدن عزیر شروع به لرزیدن می کند!زانوهایش سست شده بر زمین می نشیند و در برابر قدرت خداوند احساس ناتوانی می کند!

صدای فرشته وحی باز در گوشش می پیچد:عزیر! مگر نمی خواستی زنده شدن مردگان را ببینی؟!خدا خواست که خودت یکی از معجزه ها و نشانه های قدرت او باشی! نمی بینی که آب و غذایت بعد از این همه سال تازه و سالم باقی مانده است!حالا به الاغت نگاه کن!ببین چگونه استخوان هایش گوشت و پوست می گیرد!ببین که چگونه دوباره زنده می شود در حالی که مرده بود!

عزیر پس از دیدن آن منظره می گوید : م می دانستم ولی اکنون به یقین رسیدم که خدا بر انجام هر کاری تواناست.

 

ارزشیابی تکوینی :

مروری بر درس ارائه شده می کنیم تا مشکلات دانش آموزان بر طرف شود.

 

ارزشیابی پایانی :

در پایان از دانش آموزان سوالاتی می پرسیم.به عنوان مثال:

 

1. علت صد سال به خواب رفتکی عزیر دران سرزمین ویرانه چه بود؟

2. عزیر چگونه پی به قدرت خداوند برد؟

3. بعد از بیدار شدن عزیر چه تغییراتی درآن سرزمین رخ داده بود؟

 

ارئه تکلیف خلاقانه

دادن کارتهایی به دانش آموزان که بر روی آن معجزه ی پیامبری که مردگان را زنده میکرد بنویسید؟