نقش ارزشیابی مستمر توصیفی در تعمیق یادگیری

مقدمه

جوامع نوین به انسانهایی بالنده نیاز دارند که بتوانند با بینش مناسب مجموعه ای از مهارتها را در مشاغل گوناگون به کار گیرند . انسانهایی شا یسته، خلاق و مبتکر با مهارتهای گسترده که در نظام آموزشی علمی و نظام مند به اهداف مشخص دست یابند .

در این میان آموزش ابتدایی از اهمیت و نقشی موثر برخوردار است . تحقیقات نشان داده که آموزش ابتدایی در توسعه اقتصادی صد و ده کشور جهان اثر مثبت داشته و عامل کاهش فقر بوده است. قضاوت درست در زمینه میزان و عمق یادگیری باید متکی به شواهد و اطلاعات گوناگون و مستندی باشد که به طور مستمر در فرآیند یادگیری گردآوری شود . این فرآیند از مرحله گردآوری اطلاعات تا قضاوت درباره کیفیت و مطلوبیت یادگیری، ارزشیابی نام دارد و جزئی از فرآیند آموزش محسوب می شود که در هر مرحله از آموزش باید فعالانه عمل کند . لذا لازم است نقش ارزشیابی مستمر در تعمیق یادگیری دانش آموزان به صورت مستند مورد ارزیابی قرار گیرد.

 

 

 

 

 

طرح مسئله

فرآیند تربیت از بدو تولد انسان آغاز می شود و در دوران کودکی که مهم ترین دوره زندگی آدمی است، ساختارهای شخصیتی و رفتاری کودکان را پایه گذاری می کند . این دوران از زندگی از چنان اهمیتی برخوردار است که گروه عظیمی از صاحب نظران تعلیم و تربیت، جامعه شناسان، فلاسفه و فیزیولوژیستها توجه و آرای تربیتی خود را به آن اختصاص داده اند.

بازتاب اهمیت وضرورت آموزش دوران کودکی را می توان در تحقیقهای متعددی یافت که در زمینه برنامه های آموزشی کودکان صورت گرفته است. در دو تحقیق "هداستارت " و "فالو ترو " آموزش دوران کودکی از دو جنبه بررسی و اهمیت آن اظهار شده است :

1. سهولت اثرپذیری از محیطهای آموزشی در این دوران 2. دوام و عمق یادگیری این دوران . از دو تحقیق فوق می توان نتیجه گرفت که تخریب و از میان بردن آنچه در دوران کودکی آموخته می شود بسیار مشکل است، زیرا یادگیری کودکان در این دوران از دوام و ثبات بیشتری برخوردار است و زمینه را برای یادگیری دوران بعد فراهم می سازد.

کودکان امروز با کودکان یکی دو نسل پیش تفاوت بسیار دارند . آنها فعال تر، کنجکاوتر و مستقل ترند .آنان بزرگتر از معمول می نمایند و علائق پیچیده تر دارند . کودکان امروزی را به آسانی نمی توان کنترل کرد، زیرا در مقابل محدودیتها به معارضه بر می خیزند.

بی تردید در چنین شرایطی از تحولات جهانی هرگاه بخواهیم آموزش و پرروشی مناسب با ویژگیهای کودکان قرن 21 داشته باشیم و در راه رشد و شکوفایی استعدادهای خداداد ی آنها قدمهایی مبتنی بر موازین انسانی و خداپسندانه برداریم، لازم است برنامه ریزیهای تعلیم و تربیت بر اساس استعدادهای عملی کودکان و برای کسب مفاهیم و مهارتهای اساسی صورت گیرد .

متاسفانه آمار نگران کننده مردودین مقطع ابتدایی نظام آموزش و پرورش ایران میان سالهای 1381-1376 به ویژه در مناطق محروم و روستایی و همچنین آمار ترک تحصیل - دانش آموزان در تحقیقات سنجش صلاحیت پایه سال 1379 حکایت از وجود نارساییهایی در نظام آموزشی و تحقق نیافتن اهداف آموزشی در این مقطع می‌کند .

به نظر می رسد حلقه مفقود شده فرآیند آموزشی نظام ارزشیابی است که به استناد تعاریف علمی و وظایف تعریف شده از عهده گرآوری اطلاعات برای سنجش تحقق یافتن اهداف برنیامده است . پی بردن به میزان عمق یادگیری تنها از طریق سیستم ارزشیابی میسر است تا به عنوان چشم و گوش نظام آموزشی عمل کند و نقاط قوت و ضعف دروندادها، فرآیند ها (یاددهی- یادگیری)، بروندادها و پیامدها را پیدا نماید (بازرگان، 1374 ). ارزشیابی زمانی بیشترین تاثیر را می گذارد که منعکس کننده یادگیری همه جانبه و تعامل و عملکرد آشکار فراگیران و آنچه آنها با دانش خود انجام می دهند باشد، لذا نمیتوان ارزشیابی را نقطه پایان کار دانست . اگر نظام ارزشیابی درست اجرا می شد، بازده یا نتیجه فرآیند آموزشی نقش ارزشیابی مستمر در تعمیق یادگیری... 85 1987 ) و در مسیر اصلاح آنها گام بر دارد.

ارزشیابی باید جزئی از فرآیند یاددهی - یادگیری محسوب شود، زیرا هدف آن بهبودبخشیدن و اصلاح کردن آموزش است نه صرفاً تعیین میزان موفقیت در پیشرفت تحصیلی. ارزشیابی اگر در مسیر فرآیند آموزشی انجام گیرد، تعیین می کند که چه چیزی، به چه کسی، در چه زم انی، به چه منظوری و چگونه باید آموزش داده شود تا رفتارهای مط لوب و منط بق با اهداف فراگرفته شوند.

عصر کنونی نیازمند بازنگری عمیق در این فرآیند است، زیرا دانش آموزان تنها نیازمند این نیستند که بدانند چه نمی دانند بلکه خواهان این مسئله هستند که بدانند چرا نمی توانند از دانسته های خود عملاً در زندگی واقعی بهره بگیرند (یادگیری عمیق و کاربردی ). آنها دوست دارند که موانعی که بر سر راه یادگیری و به کارگیری دانسته هایشان است ، شناخته و از میان برداشته شود .

برقراری این فرصت ها نیازمند ارزشیابی مستمر و تکوینی است که لحظه به لحظه و گام به گام به همراه آموزش و یادگیری بر عملکرد ذهنی و رفتاری دانش آموز نظ ارت کند و بارخوردهای لازم را بموقع در اختیار آ نان قرار دهد . این شویه ارزشیابی در رویکرد فرآیند- محو ر قادر خواهد بود که سنجشی درست از اهداف به عمل آورد و یادگیری عمیق را به ارمغان آورد (میری، 1380 ). ارزشیابی که صرفا به صورت پایانی انجام می گیرد ، نشان داده است که پاسخگوی نیازهای عصر حاضر نیست.

ویژگیهای ارزشیابی نتیجه مدار (متاثر از دیدگاه رفتارگراها ) با ارزشیابی فرآیند مدار (متاثر از دیدگاه شناخت گراها ) در جدول شماره 1 مقایسه شده است (مهر محمدی، 1379).

 

جدول شماره 1. مقایسه ارزشیابی نتیجه- مدار و فرآیند- مدار

ارزشیابی نتیجه- مدار (پایانی)

ارزشیابی فرآیند- مدار (مستمر و تکوینی

حالت پایانی (اندازه گیری رفتارهای قابل مشاهده) دارد.

حالت مستمر و تکوینی (شکل دهی به آموزش و

یادگیری) دارد.

ابزارهای آن آزمونهای کتبی عینی و تشریحی است.

ابزارهای آن آزمونهای کتبی و عملکردی، فهرست وارسی، واقعه نگاری و ... است.

امتحان جنبه رسمی و غیرطبیعی و اضطراب آور پیدا می کند

امتحان جنبه غیر رسمی و طبیعی دارد و اضطراب را به شوق تبدیل میکند

محدود به چند نمره م یگردد و حالت رقابتی دارد.

حالت رقابتی و مقایس های ندارد

نقاط قوت و ضعف را مشخص نمیکند

نقاط قوت و ضعف را مشخص میکند

فرآیند تفکر و فعالیت دانش آموز را نم یسنجد

با ارزشیابی ملاکی فعالیت دانش آموزان را میسنجد

فقط به فرآورده و نتیجه یادگیری توجه دارد

به فرآیند یادگیری توجه دارد

ارزشیابی، فرآیندی مجزا از آموزش تلقی میگردد

ارزشیابی جزئی از فرآیند آموزش تلقی می گردد

در تصحیح آموزش نقش چندانی ندارد

برای تصحیح آموزش به کار میرود

به تفاو تهای فردی و تواناییهای فردی توجه ندارد

به تواناییهای فردی توجه میکند

در فعا لسازی دانش آموزان نقشی ندارد

دانش آموزان را فعال میکند

قادر به اندازه گیری اکثر رفتارهای ایجاد شده نیست

قادر به اندازه گیری اکثر رفتارهای ایجاد شده است

اغلب رفتارهای سطوح بالای یادگیری را اندازه گیری نمی کند.

 

یادگیری را از دانش به کاربرد ارتقا می دهد و

اندازه گیری می کند.

 

یادگیری طوطی وار را تقویت میکند

کاربرد آموخته ها و مهارتها را در زندگی تقویت میکند

حافظه را تقویت می کند

حافظه و حواس پنجگانه را تقویت میکند

دانش آموزان را متجانس نمیکند

دانش آموزان را متجانس میکند

 

شیوه ارزشیابی سنتی و نتیجه - مدار، دانش آموزان را به گروههای قوی و ضعیف، تیزهوش یا کندذهن و فعال یا غیرفعال تقسیم بندی می کند، در حالی که شیوه ارزشیابی مستمر و رشد دهنده در پی بارزکردن قوت یا ضعف دانش آموزان و در نتیجه ارتقا یا عدم ارتقای آنان به پایه های بالاتر نیست، بلکه در پی پاسخگویی به این پرسش است که "دانش آموز در کجا قرار دارد و من برای پیشرفت او چه می توانم بکنم"؟

شیوه های سنتی ارزشیابی که عمدتاً به صورت تراکمی و در غالب آزمونهای کتبی و شفاهی صورت می گیرد با توجه به دو اصل پاسخگویی و ارتقای تحصیلی کاملاً ضروری به نظر می رسد، اما برای هدایت و شکل دهی به آموزش و یادگیری ناکافی و نارساست. می توان نتیجه گرفت که در فرآیند ارزشیابی دو اصل بسیار مهم است :

 

1.  عملکرد دانش آموزان مستقیماً مورد بررسی قرار گیرد .

2. در خدمت آموزش باشد و نه به عکس (خوش خلق، 1383 ). این اصول بیانگر هم زمانی طول دوره ارزشیابی و فرآیند آموزش است . ارزشیابی از عملکرد نیز می تواند انگیزه ای موثر در بهبود آموزش باشد و ادراک دانش آموزان را از مطالبی که باید بدانند و چیزهایی که باید انجام دهند، افزایش دهد (سلیمی زاده، 1382 ). بنابراین ارزشیابی جزئی از آموزش تلقی می شود و جهت آموزش را تعیین و پیش رونده می کند، به عبارتی دیگر ارزشیابی به عمل می‌آید تا آموزش بهتر صورت گیرد نه این که آموزش انجام م یگیرد تا ارزشیابی به عمل آید

سوال تحقیق

ارزشیابی مستمر توصیفی تا چه حد در تعمیق یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ابتدایی تاثیر دارد؟

 

هدف تحقیق

هدف کلی تحقیق مشخص کردن نقش و تاثیر ارزشیابی مستمر در تعمیق یادگیری دانش آموزان پایه دوم مقطع ابتدایی شهر است . به منظور تحقق بخشیدن به این هدف، فرضیه های زیر مورد بررسی قرار گرفت:

1-  میزان و عمق یادگیری دانش آموزان با ارزشیابی مستمر بیشتر از ارزشیابی پایانی است.

 

ضرورت تحقیق

من در تحقیقم با عنوان (ارزشیابی توصیفی و تاثیر آن در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان) عقیده دارم به این که یکی از راه های رهایی از اضطراب نمره و فشار اولیه در کسب نمرات بالا و اثرگذاری فعالیت های کلاسی، دست ساز های دانش آموزان، اعمال دیدگاه های اولیا و مواردی از این قبیل لازم است به سوی ارزشیابی توصیفی برویم و من به دلیل اینکه خود درگیر ارزشیابی های مستمر بوده و با فشار مضاعف اولیا و دانش آموزان جهت کسب نمرات 20 مواجه وبدم برآن شدم تادرخصوص ارزشیابی توصیفی بررسی نمایم و روش های اجرای آن را بیازمایم درصورت انجام این تحقیق می توان شاهد:

 

 1- کاهش اضطراب در بین دانش آموزان و بالا رفتن اعتماد به نفس در آنها بود

 2- نظارت بر علاقه و اشتیاق دانش آموزان به یادگیری و سوق دهی مناسب به آن

3- ایجاد انگیزه در دانش آموزان در جهت ارتقاء پیشرفت تحصیلی

همچنین کلاس های درس شاهد فعالیت های زیاد دانش آموزان خواهد بود و در صورتی که از نظام ارزشیابی سابق استفاده کنیم شاهد افت تحصیلی، شکست تحصیلی، ترک تحصیل و زیاد شدن فشارهای خانواده برای گرفتن نمره 20 و هدر رفتن سرمایه های مادی خانواده ها و عقیم ماندن برنامه‌ی برنامه ریزان خواهد بود.

 

 فرضیه های فرعی

1-1-  میزان یادگیری در سطح دانش با ارزشیابی مستمر بیشتر از ارزشیابی پایانی است.

2-1- میزان یادگیری در سطح ادراک وکاربرد با ارزشیابی مستمر بیشتر از ارزشیابی پایانی است.

 

متغیرهای تحقیق

متغیر مستقل : ارزشیابی مستمر (تعریف مفهومی): بخشی از فرآیند آموزشی است که در جریان آموزش جاری است و معلم با استفاده از شیوه هایی مثل گفتگو، مشاهده، آزمون عملکردی، آزمون کتبی یا شفاهی و غیره اطلاعاتی را در زمینه آموخته های دانش آموزان در راستای هدف آموزشی مورد نظر گردآوری می کند سپس با توجه به این اطلاعات و اهداف آموزشی و همچنین تجارب قبلی دانش آموزان به جزئیات پیشرفت دانش آموزان، بهبود و اصلاح یادگیری آنان یا اصلاح آموزش مبادرت می ورزد و مرحله بعدی آموزش را طراحی می کند.

متغیر وابسته : عمق یادگیری (تعریف مفهومی): هر گاه یادگیری علاوه بر آنکه برای دانستن باشد با یادگیری برای به کار بستن و یادگیری برای زیستن و با دیگران زیستن توام شود به معنی یادگیری عمیق و مدت دار است که در طول زندگی جریان دارد . به عبارتی دیگر، یادگیری "چگونه یادگرفتن " یاد گیری در طول زندگی است که در سطوح بالای حیطه شناختی (ادراک و کاربرد ) صورت می گیرد (یونسکو، 1376 ). یادگیری معنادار یعنی یادگیری کاربردی (کیامنش، 1382 ). صاحب نظران علوم تربیتی در مصاحبه حضوری (آذرماه 83 )، نظرات خود را در خصوص عمق یادگیری بدین شرح عنوان نمودند : سطوح بالای یادگیری (دکتر سیف )، به کارگیری یادگیری در سطوح کاربردی و مهارت (دکتر کریمی)

متغیر تعدیل کننده تحقیق، جنسیت و سطوح یادگیری است و متغیر کنترل شده دوره تحصیلی و پایه تحصیلی در نظر گرفته شده است.

 

تعریف عملیاتی متغیرها:

ارزشیابی مستمر الگویی است که با استفاده از شیوه هایی مثل گفتگو، مشاهده، آزمون عملکردی، آزمون کتبی یا شفاهی و ... فرصت یادگیری را در اختیار دانش آموزان قرار می دهد که تحقق یافتن آن در این تحقیق به وسیله آزمون پیشرفت تحصیلی (تستی- تشریحی ) شامل: 12 نمره سطح دانش، 20 نمره سطح ادراک و کاربرد و 8 نمره قوه خلاقه (نوآوری، اصالت، سیالی) در مجموع 40 نمره و همچنین کنش متقابل کلاسی سنجیده شد.