بررسی عملکرد آموزش هنر در مدارس ابتدایی و میزان یادگیری دانش آموزان

ضرورت وجود درس هنر در دبستان ها

نقل از مقدمه ی کتاب چیستی , چرایی و چگونگی هنر در آموزش عمومی

«به نظر من آینده ی مملکت ما در گروی نوع مکانی است که برای رشد و پرورش فرزندانمان تدارک میبینیم و به اعتقاد من در تعریف مختصات این مکان برای هنر باید جایگاه ویژه ای قائل شد.»

«الیوت آیزنر استاد استانفورد آمریکا»

مقدمات شکل گیری هر نهضت یا جنبش تربیتی از طریق احیای هنر در نظام های آموزشی خصوصاً در کشور های پیشرفته و صنعتی فراهم شده است. انبوه مدارک و منابع علمی موجود که عمدتاً در دو دهه ی اخیر تولید شده اند زیر ساخت مستحکم و استواری را به لحاظ نظری فراهم ساخته اند که در سایه ی استلزامات آن ها توجه و اهتمام عملی به تربیت هنری در نظام های آموزش و پرورش امری خردمندانه و برعکس بی توجهی و بی مهری به آن سیاستی غیر هوشمندانه و نا بخردمندانه قلمداد می شود.

گویی به نقش و جایگاه منحصر به فردهنر در دستیابی جوامع بشری به رشد و توسعه در ابعاد گوناگون علمی, اقتصادی , صنعتی , اجتماعی , اخلاقی و ... از نو توجه شده است. و بر این اساس تربیت هنری که می تواند ضامن استفاده ی شایسته از ظرفیت هنر باشد به یکی از کانون های توجه سیاستگزاران در عرصه ی اصلاحات نظام آموزشی بدل شده است.

در دوره های پیشین توجه به هنر در اکثر نظام های آموزشی دنیا نوعی سهل انگاری تربیتی و توجه نکردن به استاندارد های جدی عملکردی تفسیر می شد از برنامه های درسی به دلیل عدم اهتمام کافی آن ها به آموزش درسهای اساس و پایه انتقاد می شد. در تفکر امروزین  درباره ی تعلیم و تربیت  دیگر لازمه ی حفظ استاندارد های آموزشی حذف یا به حاشیه راندن درس هایی مانند هنر تلقی نمی شود.

به اعتقاد آدل آیف سن در طرح جدید تعلیم و تربیت استاندارد های بالای آموزش در گروی قرار دادن هنر و زیباشناسی در مرکز و به عنوان هسته ی اصلی برنامه ی درس یا اصلاح نظام آموزشی است ]1996وص 8[ . زغم یکی دیگر از صاحب نظران معتقد است که زمان پرشس از حقانیت ضرورت یا مشروعیت آموزش هنر سپری شده است چرا که ضرورت آن مانند آموزش بهداشت و سلامتی روشن و بدیهی است و چون و چرا بردار نیست ]کورتیز, 1999[ .از دید بسیاری از افراد شاخص و برجسته در حوزه ی تعلیم و تربیت و خارج از آن آموزش هنر حتی باید به یک بخش اساسی از برنامه ی درسی مدرسه ها بدل شود. باید بر هنر در کنار مهارت های اساسی سه گانه ای که به رسمیت شناخته شده اند (خواندن , نوشتن و حساب کردن) به عنوان چهارمین مهارت اساسی و پایه در برنامه درسی تاکید شود و بی مهری و انزوای سنتی و تاریخی از آن رخت بربندد.

آیزنر : از جمله این افرادی است وی یکی از مهم ترین گام ها را برای اصلاح واقعی نظام های آموزشی تدارک جایگاهی معقول و مناسب برای هنر در برنامه های درسی می داند.

بسیارجای تاسف خواهد بود اگر در اسناد حاوی سیاست های اصلاحات در آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران جای پای هنر که حوزه ای نیازمند توجه و تحول است به روشنی دیده نشود و یکی از محور های اساسی اصلاحات بدین ترتیب از غفلت و بی توجهی تاریخی رهایی نیابد .همانگونه که اشاره شد حتی در جوامعی که دارای غنای فرهنگی و هنری در سطح کشورها نیستند سیاستگزاری های اصلاحی در نظام های آموزشی به سمت عطف توجه به هنر به عنوان راهبردهای اصلاحی میل کرده است.سیاستگزاران نظام آموزشی در کشورها باید با عنایت به حقیقت تربیت هنری و آثار فراگیران   به ضرورت و ارتقای جایگاه هنر در برنامه های درسی بیش از پیش توجه و از کوشش هایی که در این زمینه به عمل می آید پشتیبانی کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده:

عنوان تحقیق: آموزش هنر در ابتدایی

نام و نام خانوادگی: رقیه کرمعلی و محبوبه رحمانی

استاد راهنما: جناب آقای رضا پور شیخ

سال تحصیلی: بهار87

هدف تحقیق:

اهداف این برنامه درسی هم با اهداف بخش فرهنگی و هنری در سه حوزه ی دانش مهارت و نگرش تدوین شده اند اما از آن جا که هیچ مهارتی بدون  دانش و آگاهی ایجاد نمی شود و هیچ فعالیتی بدون انگیزه و خواست انجام نمی پذیرد تفکیک کامل این سه حوزه نیز امکان پذیر نیست.

در فصل اول این تحقیق به علت انتخاب موضوع اهداف برنامه ی درسی , اهداف تربیتی در سه حیطه ی دانش و مهارت و نگرش و همچنین تعاریف اصلاحات اشاره شده است.

در فصل دوم به تاریخچه درس هنر در آموزش و پرورش , تعریف هنر و نقش هنر و ... اشاره شده است.

در فصل سوم

در فصل چهارم تحقیق به تحلیل سیستمی در مورد آموزش هنر پرداخته شده است.

و در آخر نیز یک نتیجه گیری کاملی در مورد آموزش هنر ارائه شده است. با توجه به نقشی که هنر در مدارس ابتدایی دارد در مدارس به این درس اهمیت لازم داده نمی شود و معلمین نسبت به آن کم توجه هستند و می شود گفت هنوز درس هنر به عنوان ساعاتی برای جبران درسها ی دیگر تلقی می شود و آن طور که باید هنر در مدارس ما جایگاهی ندارد. و برای اینکه درس هنر هم مورد توجه قرار گیرد باید مسئولین و افراد آگاه با تشکیل کلاسهایی در مورد هنر برای معلمین آنها را با نقش و اهمیت این درس آگاه کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

 

 

 

 

 

 

مقدمه :

کودکی در عمق وجود همه ی ماست و با چشمان اوست که همگی روزی به این عالم نگاه کرده ایم با وجود این آنچنان از آن دور افتاده ایم که برای فهم نقاشی کودک نگاه کردن به آنها کافی نیست و باید آنرا مورد مطالعه و بررسی دقیق قرار دهیم.

بدین لحاظ نقاشی کودک فقط یک وسیله در جهت تجزیه و تحلیل و توضیح و تشریح موجودات و اشیاء نمی باشد بلکه وسیله ای برای بیان زندگی عاطفی او است.

مسئله ی مهم این است که در هنگام معرفی آثار هنرمندان باید به شکلی عمل شود که کودک احساس حقارت نکند بلکه اثر هنری را به عنوان انگیزه خلاقیت در نظر بگیرد و مخصوصاً نباید باعث از بین رفتن الهامات شخصی او شود از طرف دیگر باید اعتماد به نفس را در کودک تقویت کرد و در وجودش شود و هیجان پدید آورد و با انتقادات منفی و مخرب باغث دلسردی او نگردد.

در حال حاضر به اهمیت تقویت ذهن برای ایجاد تعادل میان معلولهای منطقی واقف هستیم و بالاخره یی برده ایم که تا چه حد بیان هنری برای تبادل اجتماعی و ارتباط با جهان و محیط اطراف آن مهم است و به توسعه اطلاعات که نتیجه ی آن گسترش تخیلات و خلاقیت فرداست کمک می کند .تمام این موضوعات به ما نشان می دهد که برای آموزش و تحریک نیروی خلاقیت نباید منتظر شد تا کودک به نوجوانی برسد و به آرامی قدرت بیان کودکانه ی او خاموش گردد .این قدرت بیان و ابتکار کودک در سنین ده سالگی و یا حتی زودتر از بین می رود زیرا مدرسه با مهم جلوه دادن بیش از حد مفاهیم منطقی باعث عدم تغذیه نیروی تخیل کودک می گردد. کودک نقاشی را به طور صحیح می آموزد و نیز فرا می گیرد که نباید بر خلاف قواعد عمق نهایی و یافتن واقع گرایی قدمی بر می دارد.

پرورش قدرت بیان نقاشی فقط وابسته به تکامل جسمی کودک نیست بلکه با درک و شعور او در ارتباط است البته این ادراک در بدو تولد بسیار جزئی است ولی با پیشرفت سن مطبوع و ظریف می شود در حقیقت نقاشی با خصیصه ی مربوط به خودش بیشتر از کلمات جوابگوی انتظارات مغزی کودک است زیرا به حقیقت ذاتی خیلی نزدیک تر از کلمات است و درک آن بر خلاف نوشتن به کوشش و دقت زیادی احتیاج ندارد یعنی نقاشی دائم در حال جست و جوی شکل جدید و نوع تازه ای از بیان است.

علت انتخاب موضوع:

با این اوصاف اهمیت هنر و کاربرد آن تعلیم و تربیت آن چنان که باید مورد توجه قرار نگرفته است و یک دلیل بر این مدعا این است که در محتوای آموزش های معلمان حتی به قدر لازم به این امر پرداخته نشده است.

حال این که این موضوع آن قدر موثر و مهم است که باید در حد کافی به آن توجه شود اگر هنر در تعلیم و تربیت به طور عام اثرگذار است در تربیت بدنی و معنوی و اخلاقی به طور خاص اثر می گذارد و لازم است با بهره گیری از آن در روشها مواد تجهیزات آموزشی و پرورشی زمینه تحقق تربیت کامل را فراهم کرد.

مراحل اجرا

هنر دوره ی ابتدایی از طراحی تا اجرا

طراحی برنامه ی درسی هنر از سال 1378 شروع شده است این برنامه پس از سه مرحله اعتبار بخش نظری وارد اجرای آزمایشی شده است.

اجرای آزمایشی محدود و گسترده ی درس هنر پایه ی اول به ترتیب در سالهای تحصیلی 1383-82 و 84-1383 و اجرای آزمایشی محدودپایه ی دوم در سال تحصیلی 84-1383 انجام گرفته است از مهر ماه 1384 اجرای آزمایشی پایه ی سوم و اجرای سراسری این برنامه در هفت استان آذربایجان شرقی, شهرتهران, شهرستان های استان تهران, قزوین,فارس, کردستان و یزد آغاز شده است.

 

روند نمای اجرای برنامه ی درسی هنر را در جدول زیر می بینیم. 

سال اجرا

پایه ی پنجم

پایه ی چهارم

پایه ی سوم

پایه ی دوم

پایه ی  اول

مراحل

83-1382

 

 

 

 

اجرای آزمایشی محدود

1

84-1383

 

 

 

محدود

اجرای آزمایشی گسترده

2

85-1384

 

 

محدود

گسترده

اجرای سراسری

3

86-1385

 

محدود

گسترده

سراسری

 

4

87-1386

محدود

گسترده

سراسری

 

 

5

88-1387

گسترده

سراسری

 

 

 

6

89-1388

سراسری

 

 

 

 

7

 

اهداف برنامه ی درسی هنر:

مجموعه ی اهداف دوره ی ابتدایی در ششصد و چهل و هفتمین جلسه ی شورای عالی آموزش و پرورش , فرهنگی و هنری , اجتماعی , زیستی و سیاسی و اقتصادی تنظیم و در خرداد ماه 79 به حوزه های مختلف ستادی وزارت آموزش و پرورش ابلاغ شده است.

هدف نمایی این درس «تربیت هنری» است ئ تربیت هنری ایجاد فرایندی است که به رشد شناختی عاطفی , اجتماعی و اخلاقی فرد بینجامد. به عبارت دیگر تربیت هنری به فرد کمک می کند تا استعداد هایش را شکوفا نماید زیبایی ها را بشناسد و در زندگی خود به کار گیرد نسبت به ایجاد فضاهای زیبا حساس باشد و از زشتی ها دوری کند. می توان گفت چون انسان به عنوان زیبا ترین آفریده ی خداوند قلمداد شده است پس خودش هم می تواند زیبایی بیافریند.

دانش آموزان در فرایند تربیت هنری یاد میگیرند که چگونه با طبیعت با خود و با دیگران ارتباط برقرار کنند و بر این درس زندگی کنند. بدین طریق آنان ظرفیت های وجودی خود را می شناسند توانایی های خود را بروز می دهند اعتماد به نفس پیدا می کند و خود را باور می نمایند.

اهداف تربیت هنری در سه حیطه ی دانش و مهارت و نگرش به شرح زیر تبیین شده است:

1- سطح دانش

1- آشنایی با طبیعت به عنوان منبع الهام آفرینش های هنری :انسان در طبیعت زندگی می کند و نیز جزیی از طبیعت است .طبیعت زیباترین عناصر بصری را در خود دارد. که در رنگ ها و شکل های بسیار متنوع قابل مشاهده است.گیاهان و گلها و جانوران , سنگها و کوه ها  , جویبارها و چشمه ها, آسمان , ماه , خورشید و ستارگان و ... نظم و هماهنگی زیبایی دارند که حواس انسان را به خود جلب می کند و از سوی دیگر او را در آفرینش آثاری که تمایل دارد یاری می رساند.

2- آشنایی با رشته های (نقاشی , کاردستی و حجم سازی , قصه گویی و نمایش و موسیقی) دانش آموز برای آن که بتواند عواطف و احساسات و تخیلات خود را به شکلی مناسب بروز دهد باید راه و روش در اختیار داشته باشد و این راه و روش همان رشته های مختلف هنری است . او باید با هر یک از رشته های هنری به اندازه ای آشنا شود که بتواند متناسب با استعداد و علاقه ی خود در رشته هایی فعالیت نماید.

3- آشنایی مقدماتی با ابزار و مواد هر یک از رشته های هنری:دانش آموز باید ابزار لازم برای هر یک از رشته های هنری را بشناسد .برای مثال در کاردستی باید چسب و قیچی را بشناسد و کاربرد آن ها را نیز بداند همچنین باید مواد مورد نیاز و حتی بی استفاده ای را که در محیط اطراف او وجود دارد مثل انواع کاغذهای نقش دار ساده , سفید و رنگی , قوطی های مقوایی و پلاستیکی, تکه های چوب , برگ های رنگی , سنگ های رنگی کوچک و بزرگ و ... را بشناسد و استفاده از هر یک را در ساخت یک کاردستی زیبا تجربه کند.

4- آشنایی با میراث فرهنگی و هنری: قدمت هنر بسیار زیاد است .مثلا قدمت آثار نقاشی روی دیوار غارها به 7000 سال پیش از میلاد  می رسد .انسان همواره سعی کرده آن چه را که برایش جالب توجه بوده و زندگیش را زیباتر کرده است به شکل هنر از خود به جای بگذارد .وی ظروف و اشیای سفالی , فلزی و ... دست باف ها و بناهای بسیار زیبا را از زمان های گذشته باقی گذاشته است که بیانگر نوع تفکر , نوع زندگی , تمایلات نیازها و استعداد ها ی آن روزگار است. این میراث فرهنگی و هنری ما است .به همین دلیل است که برای مثال در کشور ما یک چراغ گردسوز , یک زینت زنانه , یک تابلوی نقاشی, یک در چوبی قدیمی, همه ارزش فرهنگی دارند و ما باید در حفظ و نگهداری آنها بکوشیم .این نشانه های هویت قومی و ملی ما و به قولی شناسنامه ی ما هستند و باید با ارزش شمرده شوند. در هر نقطه از سرزمین ما ایران بسیاری از این آثار وجود دارد که باید کودکان با آنها آشنا شوند و به ارزش معنوی و مادی آن ها پی ببرند.

2- اهداف حوزه ی مهارت:

1- توسعه ی مهارت های حسی, بینایی, بویایی, چشایی و لامسه حواس پنجگانه ی انسان را تشکیل می دهند .حواس پنجگانه ی انسان پنجره های وجود انسان به دنیای خارج اند که در برابر پدیده های گوناگون واکنش نشان می دهند .در واقع حواس نخستین ابزاری برای شناخت تفکر و خلاقیت اند.

2- توسعه ی مهارت های گفتاری: دانش آموز در دوره ی دبستان یاد می گیرند و درست گوش دهد و حرف بزند. او برای دست یافتن به این هدف باید بتواند خوب تمرکز کند حروف واژه ها و جمله ها را درست ادا کند در صدای خود از حالت عاطفی مناسب استفاده کند از حرکات چهره و دست ها به شکلی مناسب بهره گیرند تا مخاطب خود را کاملاً جذب کند و از همه مهمتر در حضور جمع بدون خجالت و ترس صحبت کند .فعالیت های قصه گویی و بازی های نمایش نیز طوری سازمان دهی شده اند که دانش آموز در جریان انجام دادن آنها را به آرامی مهارت های گفتاری را کسب کند.

3- توسعه ی مهارت های حرکتی برای کاربرد مواد ,ابزار و فنون ساده ی هنری در انجام دادن فعالیت های هنری ضرورت دارد که بین حواس , هماهنگ برقرار شود تا قادر شود آن جه را در ذهن دارد در قالب یک اثر هنری نشان دهد. کارهایی مثل نقاشی, کاردستی, تربیت شنوایی, قصه یا بازی های نمایشی به شکلی سازمان دهی شده اند که این دقت و هماهنگی را در سطوح مختلف ایجاد کند و باعث توسعه ی این توانایی شوند .

4- توسعه ی قابلیت های تفکر ; تفکر فرایندی است که طی آن فرد می کوشد با استفاده از تجربه های گذشته اش با محیط سازگار شود و به تعادل برسد. تفکر , تعادل میان سه عامل احساس, حافظه و تخیل است در تولید آثار هنری فرد از طریق حواس 5 گانه خود با طبیعت و محیط اطراف ارتباط برقرار می کند و شکل ها , اندازه ها , رنگ ها و تفاوت ها , تقارن ها را می بیند از همه ی این ها الهام می گیرد و این الهام را با عواطف درونی خود تاکید می کند سپس با مایه ای از اندیشه و تفکر راهی برای بیان غیر کلامی آن ها می یابد بنابراین با استفاده از تفکر خود همه ی اطلاعات را جمع آوری می کند و از آنها بهره میگیرد و سپس اثری بدیع و یکتا را که پر از رمز و راز به وجود می آورد .

5- توانایی بیان افکار و احساسات در قالب های هنری: دانش آموز دبستانی پیش از آن که با واقعیت های اطراف خود زندگی کند و آن ها را در یابد با برداشت های خود از آن واقعیت ها زندگی می کند به عبارت دیگر او با تخیلاتی که از واقعیت ها در ذهن خود تصور کرده است زندگی می کند ممکن است بیشتر تخیلات او غیر واقعی باشند ولی او آن ها را وقعیت محض می پندارد و آن گونه که خود حس می کند با آن ها برخورد می کند. آموزگار باید این وضعیت را درک کند و بپذیرد و ساعات درس هنر و فعالیت های هنری را طوری ترتیب دهد که دانش آموز بی ترس و خجالت و بدون تقلید از هر نوع الگو آن چه را خود تشخیص می دهد در قالب فعالیت های هنری به طور آزاد انجام دهند. خلاصه این که نباید کودکان را مجبور کرد مطابق خواست و سلیقه ی ما فعالیت کنند بلکه فعالیت ها یشان را باید طبق خواست سلیقه و توانایی خود انجام دهند.

6- توسعه ی مهارت های اجتماعی: انسان موجودی اجتماعی است که از طریق حرف زدن و تبادل عواطف و اندیشه, زمینه ی رشد خود . دیگران را فراهم می آورد. برقراری ارتباط با دیگران به مهارت هایی نیاز دارد که از کودکی آموخته می شود.بحث و گفت و گو , توصیف و بررسی ها, فعالیت های گروهی در نقاشی , کاردستی , سرودها و نغمه ها , قصه گویی و بازی های نمایشی در برقرار ارتباط به دانش آموز کمک می کند.همچنین , فعالیت هایی مانند تکمیل نقاشی هایی نیمه تمام و کامل کردن قصه یا خاطره با نقاشی و... به دانش آموز این فرصت را می دهد که در ارتباط با دیگران و تفکر و تخیل آنها قرار گیرد. خود به آنها عرضه کند , آنها را بپذیرد از خود بداند و مشارکت در کارها را تجربه کند.

سطح نگرش:

دانش آموز با انجام دادن فعالیت ها , به توانایی های خود پی می برد خود را باور می کند و اعتماد به نفس به دست می آورد.او ضمن انجام دادن فعالیت ها توانایی هایش را توسعه می دهد و برای بهبود کار خود دانش هایی را کسب می کند که در دو سطح دانش و مهارت درباره ی آن ها توضیح دادیم .مجموعه ی این فعالیت ها در ساخت ارزش ها و باورهای او تاثیر می گذارد. توجه او را به دنیای اطراف جلب می کند تمایلات و علاقه هایش را شکل می دهد و راه آینده ی او را هموار تر می سازد تا بتواند بهتر انتخاب کند و تصمیم بگیرد. نگرش های دانش آموز نسبت به هر چیز به زمینه های ذهنی و تربیتی او باز می گردد که در مدت زمانی نسبتاً طولانی شکل می گیرد.

اهداف سطح نگرشی که در برنامه پیش بینی شده است عبارتند از:

1-             تمایل به کسب تجربه در رشته های مختلف هنری.

2-             علاقه به کاوشگری در زمینه های هنری.

3-   توجه به حفظ میراث فرهنگی و احترام به هنرمندان و آثار هنری.

4-             توجه به توانایی های خود و کسب اعتماد به نفس.

5-             توجه به حفظ آثار  هنری خود و دیگران.

تعاریف اصطلاحات

انگیزه ی درونی:

علاقه و میل درونی فرد برای انجام دادن کار باعث می شود که آن فعالیت را عاشقانه با کنجکاوی و پشتکار انجام دهد و فرایند تولید را تا مرحله ی آخر دنبال کند و محصول نهایی را ارائه دهد معلم می تواند انگیزه ی درونی دانش آموز را با تشویق های مناسب در فرایند کار, پایان کار و هنگام ارائه ی محصول تقویت کند.

پوشه ی کار:

مجموعه ای از کارهای دانش آموز است که تلاش ها , رشد و پیشرفت او را در فعالیت های هنری نشان می دهد.

تجارب بصری:

همان تجربه های دیداری هستند.

توانایی:

لازم است دانش آموز توانایی های ذهنی و جسمی مورد نیاز و علاقه برای شرکت در فعالیت های هنری را داشته باشد.

رویکرد(pproach):

دیدگاهی کلی است که به همه فعالیت ها جهت می دهد.

صدای متوسط:

به طور کلی صداها به سه دسته ی کلی تقسیم می شوند .صداهای بم , صداهای متوسط و صداهای زیر .اگر هر سه دسته صدا را در کلاس داشته باشیم ,محیط ایده ای برای خواندن سرود و ترانه فراهم می آید چرا که مجموعه ی این صداها هماهنگی (اتفاقی) بر اساس تئوری عبدالقادر مراغی یا( هارمونی) بر اساس تعریف تئوری غربی , مطلوبی به وجود می آورند.

مهارت فرایندی:

کلیه ی مهارت هایی که دانش آموزان طی فرایند یادگیری فعال کسب می کنند.مانند مهارت های تفکر , مشارکت , تحلیل, خلاقیت و...

هماهنگ:

منظور هم خوانی است که در مغرب و زمین به آن «کر یا کرال» می گویند.

هوش:

توانایی حل مسئله با تولید و خلق یک محصول یا ساخت چیزی است که حداقل در یک فرهنگ با ارزش شناخته شود.

هوش حرکتی- جسمانی:

توانایی بهره گیری از کل یا بخش هایی از بدن برای بیان افکار و احساسات است مهارت های فیزیکی خاص از قبیل تعادل , هماهنگی, چالاکی, قدرت, انعطاف پذیری, سرعت و همچنین قابلیت های لمس را شامل می شود.این هوش در ورزشکاران ,هنرپیشگامان و جراحان برجسته تر است.

 

 

هوش درون فردی:

شناخت دقیق فرد از خویشتن , علایق, تمایلات, ضعف ها و قوت ها , حالات درونی , قدرت خویشتن داری, انظباط فردی و عزت نفس خود است.

هوش فضایی(مکانی):

توانایی تفکر در قالب شکل ها و الگو هاست و مستلزم شناسایی رنگ , خط, شکل فضا و رابطه ای است میان این عوامل وجود دارد , به علاوه توانایی تجسم و بازنمایی این عوامل است این هوش در نقاشان , معماران, خلبان, دریانوردان,و جراحان برجسته تر است.

هوش طبیعی گرا:

مهارت در شناخت و طبقه بندی گونه های مختلف گیاهان و جانوران و محیط فردی یا سایر پدیده ها مثل تشکیل ابرها و کوه ها و توانایی تشکیل دادن موجودات زنده از غیر زنده است , این هوش در زیست شناسان برجسته تر است.

هوش کلامی(زبانی):

توانایی کاربرد درست واژه ها و عبارت ها به صورت گفتاری و نوشتاری است این هوش در شاعران , نویسندگان و کلا و روزنامه نگاران برجسته تر است.

هوش موسیقایی:

ظرفیت تفکر در حیطه ی موسیقی نظیر حساسیت نسبت به صداها و ضرباهنگهای محیط زندگی ,درک الگوهای موسیقایی , تشخیص اصوات و ساختن موسیقی است این نوع هوش در موسیقی دانان و نوازندگان بیشتر دیده می شود.

 

هوش میان فردی(اجتماعی):

توانایی درک احساسات و حالات روحی دیگران که مستلزم شناخت و درک حالات چهره, صداها, ایما و اشارات است و به برقراری ارتباط با دیگران کمک می کند .این نوع هوش در معلمان , درمانگران, فروشندگان و سیاست داران برجسته تر است.