مشارکت گروهی

بررسی و به کارگیری روشهای تدریس فعال در آموزش

 
یاد دادن موفقیت آمیز فقط در پرتو روش های تدریس فعال
 


شاین متفکر تعلیم و تربیت می گوید یاد دادن (درس دادن )خوب از چشمان یادگیرنده پیداست اما یاد دادن موفقیت امیز از گفتار و رفتار یاد گیرنده پدیدار می شود منظور روزن شاین از این گفته پر معنی این است که بین یاد دادن خوب و یاد دادن موفقیت امیز تفاوت زیادی وجود دارد انسانها همیشه چیزهایی را یاد می گیرند که با خواستها خصلتها و توانایی های خودشان تناسب داشته باشند یا به زندگی انها مربوط شوند تمام رفتارهایی که از انسانها مشاهده می کنیم بر پایه همین اصل استوارند اگر دانش اموز یا یاد گیرنده بتواند موضوع یادگیری را آنطور هضم کند که معنی و مفهوم آنرا به خودش ،زندگیش ،شهرش، مردم و به جامعه اش پیوند دهند نه تنها مطالب را بگونه ای یاد می گیرند که هرگز فراموش نکند بلکه میزان علاقه اش به یادگیری بیشتر و بیشتر خواهد شد و به جستجوی اطلاعات تازه تر خواهد رفت برای رسیدن به این امر باید از روشهای تدریس فعال و کاربردی استفاده نمود اما اگر یاد دادن درسها به گونه ای باشد که یاد گیرندگان دانش اموزان وادار شوند از خود رفتاری نشان دهند که هرگز به مفهوم واقعی آن پی نبرده اند یا به روشهایی عمل کنند که به وجود خودشان و یا درون خودشان ارتباطی برقرار نکنند احساس خواهند کرد فردی بیهوده و بی ثمر هستند یا بازیچه دست معلم و پدر و مادر خود قرار گرفته اند چون هیچ انگیزه ای در انها بوجود نیامده است هر یادگیرنده (دانش آموز) با درگیر شدن مستقیم با مطالب یادگرفتنی درس چنان می آموزند و به یادگیری ها باورهای عمیق می رسند که بی درنگ در جهت آگاهی های تازه تر و بیشتر گام برمی دارد و می خواهد باز هم بداند.                        

به بعضی از روشهای فعال تدریس که در آموزش دروس استفاده می شود می توان به موارد ذیل اشاره کرد .                                                                                                          

- روش بحث گروهی

 - روش مشارکتی

- روش همیاری

- روش تدریس خرد

- روش حل مسئله

- روش پرسش و پاسخ

- روش بارش مغزی ( ذهن انگیزی ) 

که در اینجا به چهار روش اول پرداخته می شود                                                               

 

  - روش تدریس به شیوه بحث گروهی:

 روش تدریس به شیوه بحث گروهی ، گفت و گویی سنجیده و منظم در باره ی موضوعی خاص و مورد علاقه ی مشترک شرکت کنندگان در بحث است . در این روش ، دانش آموزان با شرکت فعال در فعالیت های کلامی ابعاد مختلف یک مساله را مورد بحث قرار می دهند و در پایان نسبت به آن شناخت عمیق تری به دست می آورند. همچنین درک می کنند که دیگران نیز نظریاتی دارند وباید به نظریات آنان احترام گذاشت . استدلال کردن و گوش دادن به حرفهای دیگران را می آموزند و دارای روحیه ی تحمل آرا می گردند. همچنین از طریق بحث گروهی ، روابط گروهی را تمرین می کنند. در این روش ، وظیفه ی اصلی معلم تحلیل و ارزش یابی جریان بحث ، منطق ، سازمان و صحت مطالب گفته شده است . البته او می تواند نقش هدایت کننده ی بحث را داشته باشد و هر جا که بحث به بن بست برسد یا از مسیر اصلی خارج شود ، آن را به مسیر اصلی هدایت کند. هم چنین باید مراقب باشد که افراد بخصوصی ، بحث را به خود اختصاص ندهند .                          

- موضوعهایی که بتوان درباره آن نظرات مختلف و متفاوت ارائه داد. فراگیران درباره موضوع، اطلاعات لازم را داشته باشند یا بتوانند کسب کنند. موضوع موردعلاقه مشترک شرکت کنندگان در بحث باشد.
(در این روش، شاگردان بیش از استفاده از کتاب یا معلم، خود مولف به یافتن نتایج، اصول و راه حلها هستند و این در صورتی است که شاگردان به موضوع علاقه مند باشند.)
موضوعاتی چون ریاضیات، علوم طبیعی، مهندسی و ... برای بحث گروهی کارآیی ندارند و در عوض علومی چون علوم اجتماعی، تاریخ، اقتصاد، فلسفه، علوم سیاسی و روان شناسی و جامعه شناسی با این روش قابلیت تدریس دارند.

درباره موضوعاتی که دانش آموزان کمتر به آن علاقه مند هستند معلم باید به نوعی در دانش آموزان ایجاد علاقه کند و در آنها حساسیت بوجود آورد مثلاً با طرح سوال، پخش یک فیلم و ...
به عبارت دیگر، اجرای مطلوب روش بحث گروهی تا اندازه زیادی بستگی به شخصیت معلم دارد. معلمی که از این روش استفاده می کند باید قدرت تصمیم گیری داشته باشند. و طوری بحث را هدایت کند که موضوع به بیراهه کشیده نشود.                                                   

  مراحل اجرای روش بحث گروهی
مرحله اول: آمادگی و برنامه ریزی

1- انتخاب موضوع :
موضوعات و عناوین روش بحث گروهی و ارتباط آنها با هدف، باید در قالب کلمات و جملات صریح و روشن بیان شود.

2- فراهم کردن زمینه های مشترک:
قبل از شروع بحث گروهی، لازم است سطح اطلاعات شاگردان درباره موضوع یکسان شود.

3- تعیین نحوه آرایش شبکه های ارتباطی:
ترتیب قرار گرفتن و نشستن فراگیران، در نوع ارتباط موثر است.
- رهبر گروه
- شاگردان
- شخص مهمان
- ناظر یا ارزیاب  

مرحله دوم: روش اجرای بحث گروهی

1- وظایف معلم در روش بحث گروهی
الف: فراهم کردن امکانات
ب: شرکت در بحث:
معلم موظف است در شروع بحث، تحت عنوان مقدمه هدف و ضوابط بحث گروهی را شرح دهد و باید نقش خود را در جریان بحث تا حد یک شنونده کاهش دهد.
ج: کنترل و هدایت بحث

  2- وظایف شاگردان در جریان بحث گروه

معلم باید نقش شاگردان را بدقت به آنان بیاموزد. شاگردان باید درباره موضوع از قبل، مطالعه کنند وسط حرف دیگران نپرند. با یکدیگر صحبت نکنند، کاملاً به صحبتهای دیگران گوش کنند، انتظار نداشته باشند که نظر آنها حتماً پذیرفته شود.  

مزایا و محدودیتهای روش بحث گروهی :

مزایا :

 

- مفهوم مشارکت و تلاش برای شاگردان روشن می شود

 

- ذهن فراگیران را پویا و فعال می کند

 

- شاگردان در پایان "به دیدگاه های مشترک مورد توافق می رسند

 

- معلم نقش راهنما و کنترل کننده را دارد

 

- علاقه و انگیزه شاگردان افزایش یافته و تدریس کسل کننده نخواهد شد . با مشاهده رفتارها و بحث ها می توان توانایی های شاگردان را سنجید

 

- کم رویی و خجالت شاگردان کاهش می یابد.عواطف دوستی شاگردان تقویت یافته وبهتر همدیگر را می شناسند

 

- تفکر انتقادی د رآنان تقویت می شود همچنین سایر توانایی های شناختی رشد می یابد

 

- توانایی سخـن گفتن و مهارت های کلامی و قدرت تـجزیه و تحلیل و تصمیم گیـری  پرورش

می یابد

 

- آموزش و یادگیری بر استدلال و توجیه منطقی استوار است

 

محدودیتها

 

 - این روش برای کلاسهای پرجمعیت قابل اجرا نیست.
- برای شاگردان دوره ابتدایی چندان مناسب نیست.
- روش اجرای آن بسیار مشکل است و به مهارت احتیاج دارد.  

 

روش تدریس  مشارکتی و روشهای اجرای آن:

تدریس مشارکتی یک راهبرد تدریس در گروه های کوچک است اما هر تدریسی که با استفاده از گروه صورت می گیرد لزوما" نمی تواند تدریس  مشارکتی تلقی گردد . زیرا تدریس مشارکتی الزامات و روش های مخصوص به خود را دارد و تا زمانی که این الزامات در جای خود وبه صورت درست انجام نگیرد نمی توان گفت تدریس مشارکتی صورت پذیرفته است.                              

وظیفه اصلی معلم ایجاد زمینه ی مشارکت ، همکاری ، و رفاقت گروهی میان دانش آموزان می باشد. کاراو ایجاد رقابت نیست، بلکه ایجاد رفاقت و همکاری و صمیمیت میان آنهاست. فلسفه وجودی تدریس مشارکتی دقیقا" به همین سبب است .اگرچه،  به خاطر وجود برخی ویژگی های فردی از جمله ویژگی های هوشی، شخصیتی، زمینه خانوادگی و...  رقابت میان دانش آموزان ایجاد خواهد شد. اما وظیفه ما به عنوان یک معلم حرفه ای این نیست که به آن دامن بزنیم . بلکه همان طوری که در قبل آمد  معلم باید تمام تلاش خود را معطوف به این هدف نماید،  که دانش آموزان موفقیت خود را منوط به موفقیت دیگران بدانند. در واقع به این شعار اعتقاد پیدا کنند که یا ((همگی غرق می شویم و یا همگی نجات پیدا می کنیم)). در این صورت است که دانش آموزان قوی تر، دست دیگردانش آموزان را خواهند گرفت.                                                          

 لذا اگر به چند تعریف تدریس مشارکتی نظری بیافکنیم این ایده را در همه تعریف های مربوط به تدریس مشارکتی ملاحظه خواهیم کرد. به عنوان مثال؛کرامتی به نقل از گوکال یادگیری مشارکتی را یک شیوه ی آموزشی می داند که درآن  دانش آموزان در قالب گروههای کوچک برای رسیدن به یک هدف مشترک با یکدیگر کار می کنند و علاوه بر این که مسئول یادگیری خود هستند، در برابر یادگیری دیگران نیز احساس مسئولیت می کنند.                                                            

 به اعتقاد کوهن  یادگیری مشارکتی به معنای گروه بندی دانش آموزان براساس توانایی های مشابه نیست، بلکه بر عکس هر اندازه نا همگونی اعضای گروه از نظر نژاد ، زبان، فرهنگ، هوش و پیشرفت تحصیلی بیشتر باشد کارایی رویکرد یادگیری مشارکتی بیشتر خواهد بود. (کرامتی)                  

با توجه با تعاریفی که ارائه شد در مجموع می توان به این نتیجه دست یافت که تدریس مشارکتی یک راهبرد توصیه شده برای یادگیری فردی و جمعی است که نه تنها فرد در مقابل یادگیری خود مسئول است بلکه در مقابل یادگیری دیگران نیز  مسئول است و معلم می تواند با انعطافی که در ترکیب و اندازه گروه ها بوجود می آورد به یک تدریس اثربخش دست یابد. به طوری که نه تنها دانش آموزان بتوانند با هم کار کنند بلکه یادگیری خود و دیگران را به حداکثر رسانده  و از این یادگیری لذت ببرند. (کرامتی)                                                                                    

 

                                                                             

 

تعداد دانش آموزان عضو هر گروه و ترکیب اعضا گروه

اولین وظیفه معلم در تدریس مشارکتی گروه بندی دانش آموزان درگروه های کوچک است اما آنچه که مهم است این است که در گروه بندی دانش آموزان بایستی ،  قواعدی را رعایت نمود تا حداکثر نتیجه حاصل شود  وگرنه ممکن است نتوانیم از تشکیل گروه به نتایج دلخواه خود دست پیدا کنیم.اعضای تشکیل دهنده ی هرگروه از قانون علمی " آستانه تحمل" پیروی می کند. آستانه تحمل کودکان با نوجوانان و بزرگسالان کاملا" متفاوت است. کودکان آستانه تحمل کمتری نسبت به بزرگسالان دارند. زود خسته می شوند، در یک زمان واحد نمی توانند با تعداد بیشتری از افراد رابطه برقرار ساخته و آن را تا مدتی حفظ نمایند . لذا باید در گروه بندی دانش آموزان، این عوامل را مورد توجه قرار داد. یعنی تعداد اعضای هر گروه، رابطه مستقیمی با سن دانش آموزان دارد. هر چه  سن دانش آموزان کمتر ، تعداد اعضای گروه نیز کمتر و هرچه  سن فراگیران بالاتر ، تعداد اعضای گروه نیز می تواند بیشتر باشد. بهتر است،  تعداد اعضای گروه  دانش آموزان دوره ی ابتدایی 2تا 3 نفر،  دانش آموزان دوره راهنمایی 3 تا 4 نفر و دانش آموزان دوره های متوسطه و بالاتر 4 تا 7 نفرباشد .                                                                                              

 الف: تا جایی که ممکن است اجازه دهید دانش آموزان خود اعضای گروه را تعیین کنند . اما اگر این کار به درستی انجام نشد معلم حق دارد که درتعیین اعضای گروه دخالت کند.                     

ب: معلم باید توجه داشته باشد که در هر گروه ، دانش آموزانی ازهر سه طیف ضعیف ، متوسط و زرنگ حضور داشته باشند. اگر دانش آموزان اینگونه عمل ننمایند؛ معلم می تواند با استفاده از روش هایی،  آنها را سرو سامان دهد.                                                                                   

 

مراحل اجرای تدریس :

 

·        روش اجرای تدریس مشارکتی برای دروس علوم انسانی :

 

·        روش اجرا

این مراحل به ترتیب زیر انجام می گیرد :

1-  دانش آموزان را با استفاده از فرمول و معیار های  گفته شده،  در گروه های  نا متجانس تقسیم بندی نمایید.

2-  محتوای درس جدید را با توجه به تعداد گروه های کلاس تقسیم بندی نمایید. مثلا" اگر 5 گروه دارید،  محتوای درس را هم به 5 قسمت مساوی تقسیم کنید.

3-   مطالعه هر قسمت از محتوای درس را  به یک گروه اختصاص دهید. مثلا"  قسمت اول را برای گروه 1 ،  قسمت دوم را برای گروه 2، و الی آخر.

4- برای مطالعه،  زمان مشخص و یکسانی  را در اختیار گروه ها قرار دهید.

5-  پس از اتمام زمان مطالعه، از دانش آموزان داخل گروه بخواهید که آنچه را که یاد گرفته اند به دوستان هم گروهی خود توضیح دهند. پس از این کاراگر احیانا" عضوی از اعضای گروه مطلب خود را به درستی یاد نگرفته بود. اعضای دیگر موظف هستند، به او یاد دهند.

6-   دراین مرحله، از دانش آموزان خواسته می شود طوری در گروه های دیگرپخش شوند که از هر بخش درس، یک نماینده در آن گروه حضور داشته باشد. یعنی هر گروه در بر گیرنده  تمامی محتوای  درس باشد.

7-  در اینجا، از دانش آموزان خواسته می شود، هر آنچه را که یاد گرفته اند در اختیاراعضاء دیگر گروه  قرار دهند . آنچه که رعایت آن در این مرحله مهم است ؛ توضیح یکایک و به ترتیب افراد طبق محتوای درس می باشد. یعنی اول کسی  توضیح می دهد که بخش اول درس را مطالعه کرده سپس فردی که بخش دوم را ،  تا این که کل محتوای  درس به اتمام برسد.

8-   مرحله آخر، نوبت توضیح  یکی از نمایندگان گروه هاست که آنچه را که یاد گرفته ا ند در جلوی کلاس، به تمامی دانش آموزان ارائه نماید.

تذکر 1:  در این نوع روش تدریس،  معلم راهنماست وموظف است به گروه ها سرکشی کرده ودر صورت نیاز به سوالات احتمالی آنها پاسخ گوید.

تذکر 2: پس از ارائه مطالب توسط دانش آموزان، اگر معلم  احساس کند که دانش آموزان،  قسمتی از محتوای درس را به خوبی یاد نگرفته اند، خود به توضیح بیشتر آن اقدام می کند.

 

·        روش اجرای تدریس مشارکتی برای دروس علوم پایه:

این روش برای تدریس  دروسی همچون؛ علوم،  ریاضی کاربرد دارد.

مراحل اجرای تدریس :

1-   مرحله اول : در این مرحله، معلم ابتدا درس جدید را به طور کامل به دانش آموزان تدریس می کند.

2-    پس از تشکیل گروه های نا متجانس، به هر گروه یک تمرین ارائه می شود تا آن را حل نمایند.

3-  دانش آموزان داخل گروه موظف هستند ابتدا خود به تنهایی آن تمرین را حل نموده ، سپس آن را داخل گروه بیاورند.

4-    گروه ها موظف هستند، آنچه را که به تنهایی انجام داده اند به اعضای گروه خود توضیح دهند. صرف ارائه جواب نباید ملاک عمل قرار گیرد. بلکه فرایند حصول به جواب مد نظر می باشد.

5-  درمرحله آخر، از نمایندگان گروه ها درخواست می شود تا تمرین خود را پای تابلو نوشته و مراحل انجام آن را به کل کلاس توضیح دهند.

اعضای گروه موظف هستند، آنچه را که انجام داده اند به اعضای گروه خود توضیح دهند. ارائه جواب قابل قبول نیست . بلکه باید توضیح دهند که چگونه به جواب رسیده اند.

درمرحله آخر، از نمایندگان گروه ها به ترتیب  درخواست می شود تا پاسخ سوال خود را پای تابلو نوشته و مراحل انجام آن را به کل کلاس توضیح دهند. این کار با نماینده  بقیه گروه ها هم ادامه پیدا می کند

 

 مزایای  استفاده از روش تدریس مشارکتی :

-عزت  نفس دانش آموزان افزایش پیدا می کند.

-تمایل دانش آموزان به مدرسه، بیشتر می شود. (کرامتی)

 -دانش آموزخود را نسبت به سرنوشت خویش و دیگران سهیم می داند. 

 -استفاده به جا و صحیح از این روش، در دراز مدت ممکن است  در زندگی آنها نهادینه شده و تاثیر بسیار شگرف ومثبتی  را به دنبال داشته باشد.(کرامتی)

-تقویت مهارت های سطح بالای تفکر. (کرامتی)        

ضمن اینکه روابط درون گروهی و برون گروهی دانش آموزان افزایش پیدا می کند، مهار تهای تحمل یکدیگر و با هم زیستن را، عملا" تجربه می کنند. در واقع وابستگی گروهی  مثبت پیدا می کنند.                                                                                                                  

 

محدودیتها

با این که مدارس و معلمان به کلاس مشارکتی تمایل پیدا کرده اند ولی مسایل مهمی در این فرآیند برای ، معلمان و وجود دارد :

1-  کنترل کلاس : سر و صدا و شلوغی ، فقدان نظم ، نگرانی عمده کلاس مشارکتی است گرچه دانش آموزان به فرصتهایی برای صحبت کردن ، حرکت در کلاس، پرسش ، سوال و غیره نیاز دارند.

2-  فراهم کردن فرصتهای برای یادگیری مشارکتی : بسیاری از معلمان و مدیران معتقدند برای کلاسهای مشارکتی طرح درسی جدید باید تدوین شود .

3-  تفاوتهای فردی میان دانش آموزان : در کلاس مشارکتی گروهها به صورت نامتجانس تشکیل می شوند و بسیاری از معلمان به کارآمدی این گروهها اعتقاد ندارند آنها اغلب به نقش موقعیت یادگیری در پیشرفت دانش آموزان معتقد نیستند .

4-  مسئولیتهای فردی در قبال یادگیری : عموماً دانش آموزان و والدین انتظار دارند در قبال تلاشهای انجام شده سطح پیشرفتشان توسط معلم مشخص گردد در حالی که در کلاس مشارکتی معلمان سطح پیشرفت کار گروهی را مشخص می کنند .

5-  تناقض ارزش ها : پژوهشها نشان می دهد بسیاری از معلمان وقتی به دانش آموزان خود اجـــــازه می دهند تا با یکدیگر گفتگو کنند ، عناوین فعالیتها را تغییر دهند و یا چشم اندازهای خود را جستجو کنند، احساس راحتی نمی کنند .(تلخابی)

 

- یادگیری از طریق همیاری :

 در این روش کلیه ی دانش آموزان به جای معلم در تدریس درس شرکت دارند. ویژگی اصلی این روش مشارکت دانش آموزان در انتقال مفاهیم و مطالب درسی به سایر دانش آموزان می باشد. دریادگیری از طریق همیاری تفاوت افراد گروه باعث کارآمد شدن یادگیری می شود. یکی از هدف های یادگیری از طریق این روش این است که دانش آموزان یاد بگیرند با هر کسی کار کنند و از این طریق موجب بالا رفتن پیشرفت تحصیلی فراگیران ، ایجاد ارتباط مثبت و انتقال تجاربی به آنها می شود که برای توسعه ی اجتماعی ، روانی و شناختی  سالم به آن نیاز دارند. روش یادگیری  از طریق مشارکتی با روش همیاری کاملا" متفاوت است . ترغیب دانش آموزان به فعالیت در گروههای کوچک به منظور کمک به یکدیگر در یادگیری مطالب درسی فصل مشترک تمامی این روشهاست . برای اینکه گروههای همیار موفق شوند معلم سه چیز را باید رعایت کند : رفتار همه دانش آموزان را زیر نظر داشته باشد نتایج حاصل از مهارت های اجتماعی ای را که دانش آموزان به کار می برند به آنان بگوید . در مواقع مناسب برای آموزش مهارتهای ضروری در کار گروهها مداخله کند .        

بعضی از روش های همیاری را چنین می توان بیان کرد :                                                  

                          

 1- گروههای پیشرفت تیمی دانش آموزان

در این روش دانش آموزان به گروههای یادگیری 4 نفری تقسیم می شوند دانش آموزان از حیث سطح کارایی ، جنس و نژاد به شیوه ای همگن مختلط می شوند پس از ارائه درس توسط معلم به منظور حصول اطمینان از یادگیری تک تک اعضا دانش آموزان به فعالیتهای درون گروهی می پردازند در پایان تمامی دانش آموزان باید در آزمونهای انفرادی که نمی توانند در آنها به یکدیگر کمک نمایند. نمرات شاگردان با میانگین نمرات قبلی آنها مقایسه می شود تا عملکرد و میزان پیشرفت آنان تعیین گردد این روش در تدریس موضوعاتی نظیر ریاضیات ، زبان ، علوم اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرد .                                                                                     

2- رقابت و مسابقه تیمی                                                                                          

روش تدریس معلم و کار گروهی در این روش ،کاملا" مشابه روش قبلی است با این تفاوت که دانش آموزان به جای شرکت در آزمون در مسابقات شرکت می کنند نننننننننننننننننننننننننننن                                     

3- یادگیری انفرادی با یاری گرفتن از تیم                                                                     

در این روش نیز تیمهای چهار نفره از دانش آموزانی که در سطح کارایی متفاوت هستند تشکیل می شوند و به تیم هایی که عملکرد مطلوب داشته اند گواهینامه اعطا می شود و در این روش یادگیری مشارکتی با آموزش فردی در می آمیزد .                                                                        

4- تقسیم موضوع به بخشهای مختلف                                                                         

دانش آموزان برای کار روی موضوع درس که به بخشهای مختلف تقسیم شده است تیم های شش نفره تشکیل می دهند برای مثال زندگی نامه را می توان به بخشهای گوناگونی از قبیل سالهای نخستین زندگی ، نخستین موفقیتها ،مسائل باقیمانده سالهای عمر و نقش آن در تاریخ تقسیم کرد . انگیزه توجه به مطالب و کار همه تیم ها در سایرین تقویت می شود .                                   

                              

5- پژوهش گروهی                                                                                                 

در حقیقت یک طرح عمومی، اداره کلاس است که طبق آن دانش آموزان در گروههای کوچک در برنامه ریزی مشارکتی فعالیت می کنند با انتخاب  عنوان مطالب مورد مطالعه هر گروه آن را به بخشهای کوچکتر تقسیم می کند و هر بخش را یکی  از اعضا مطالعه می کند و در آخرین مرحله هر یک از گروهها مجموعه آموخته ها و یافته های خودرا به صورت یک کار گروهی به بقیه کلاس ارائه می دهد .                                                                                                      

6- طرح کارایی تیمی                                                                                             

در این روش هر یک از اعضای تیم ، دانش خود را قبل از بحث تیمی ارزیابی می کند بعد از یک مرور اولیه هر فراگیر به یک سری سوال که قرار است آموخته شود پاسخ می دهد سپس اعضا تیم در مورد هر یک از پاسخ ها با یکدیگر بحث می کنند تا به توافق برسند . از آنجایی که اعضای تیم باید در مورد بهترین پاسخ به توافق برسند شرکت کنندگان این فرصت را پیدا می کنند تا اطلاعات رد و بدل کنند و دلایلشان را توضیح دهند دلایل و شواهد را با دیگر دلایل اعضا ارزیابی می نمایند در این روش کلید پاسخها باید دلیل درست و نادرست بودن هر جواب را توضیح دهند تا اعضا تیم بتوانند درک عمیقی از بهترین پاسخ به دست آورند در این طرح در فراگیران ایجاد انگیزه می شود کنجکاوی ذاتی فراگیر در این است که چرا دیگران به این صورت فکر می کنند و فراگیر را مشتاق می سازد تا دیگر اعضای تیم را علاقه مند نموده و یا حتی تحت تاثیر قرار دهد ( موتن و بلیک ، 1984)                                                                                                               

 

مزایای یادگیری از طریق همیاری

- در گروههای همیاری همه به هم اطمینان می کنند

- هیچ کس بهتر از دیگری نیست و مجبور نیست کار بیشتری انجام دهد .

-   در جریان بحث فرصتی فراهم می شود که افراد خود را مورد ارزیابی قرار دهند

 

 

محدودیتها

- در این روش به زمان کافی نیاز دارد

کنترل کلاس

-  فراهم کردن فرصتهایی برای یادگیری مشارکتی : بسیاری از معلمان و مدیران معتقدند برای روش همیاری طرح درسی جدید باید تدوین شود .

- در اختیار داشتن منابع کافی برای فراگیران

 

 

تدریس خرد :

تدریس خرد به عنوان تدریس طراحی شده در مقیاس کوچک , به منظور توسعه مهارت های تازه و پالایش مهارت های پیشین تعریف شده است (مک نایت,1971)                                            

گسترش مهارت های حرفه ای و تدریس به الگویی نیازمند است که سه عنصر تشکیل دهنده دارد برنامه ریزی,عملکردو ادراک.در طرح درس ها , معلم ناگزیر از خرد کردن موضوعات اصلی به اجزای کوچک است . هدف هایش را به وضوح مشخص می کند و شیوه های مناسب را برای تدریس هر کدام برمی گزیند . عملکرد هایش نیز باید به مهارت های خرد تجزیه شوند. این مهارت ها , الگوهایی هستند که اقدام به تدریس را ممکن می سازند.ادراک یا دریافت کنش های متقابل بین معلم و شاگرد روشنگر ذهن معلم نسبت به رفتار های خود در حین تدریس , تاثیرات آنها بر دانش آموزان و همچنین تغییراتی است که در دانش آموزان به وجود می آید.بنابراین دریافت ها و ادراکات بر برنامه ریزی و عملکرد های بعدی او تاثیر می گذارند.                                                     

تدریس خرد نه با پیچیدگی های تدریس در دروس و موضوعات اختصاصی برخورد می کند و نه با مسائل و مشکلات کار در مدارس و کلاس های درس رسمی تلاقی دارد . در واقع باید گفت تا زمانی که معلمان , صلاحیت خود را در مهارت های پایه تدریس به اثبات نرسانیده اند نباید گذاشت با چنین مسائلی درگیری پیدا کنند , زیرا بدون کسب مهارت های اولیه , هیچ معلمی هرگز نخواهد توانست بر مشکلات توامان کنترل دانش آموزان و ایجاد انگیزش در آنها فائق آید . کسب مهارت های اولیه سبب می شود معلم به آرامش و آزادی عمل برسد و هر دیدگاه نویی را به تجربه بگذارد . درس دادن تلاشی چند جانبه شامل انتقال مطالب ,توضیح , پرسش و پاسخ ,تشویق و ترغیب , گوش دادن و مجموعه ای از فعالیت های دیگر است . برای درس دادن شیوه های متعددی وجود دارد که هر کس می تواند از میان آنها شیوه ای را انتخاب کند (جویس و ویل,1972).                

شیوه ی اصلی آموزش در اوایل دهه 60 در استانفورد (آلن و رایان) بسط و توسعه یافت . این شیوه عبارت بود از یک دوره عملیات زنجیره ای : طرح ـ تدریس ـ مشاهده (نقد و تحلیل ) ـ طرح مجدد ـ تدریس مجدد ـ مشاهده مجدد. هر دوره به تمرین یک مهارت کوچک , مانند مهارت در شروع و پایان درس , مهارت در پرسش های خاص , مهارت در مشارکت دادن دانش آموزان و تقویت یادگیری آنها اختصاص داشت . اکنون به الگوی اصلی استانفورد موارد گوناگون بسیاری اضافه شده است. الگویی که در حال حاضر به کار برده می شود عبارتست از : طرح ـ تدریس ـ مشاهده . برنامه آموزش خرد به وسیله گروه های 3 یا 4 نفری معلمان اجرا می شود که با یک ناظر کار می کنند . این الگو از الگوی استانفورد بسیار اقتصادی تر است و این امکان را به معلمان می دهد که طرح درسشان را با هم بریزند , و اگر بخواهند موضوعات به هم پیوسته را تدریس کنند , طرز درس دادن همدیگر را مشاهده کنند و درباره ی آن به بحث و گفتگو بپردازند. به این ترتیب حذف تدریس مجدد , با یافته های بیشتری که در این الگو بدست می آید جبران می شود , ابتدا " اصول برنامه ریزی " در جلسات سخنرانی ( تدریس شفاهی ) و در سمینارها ارائه می شوند. سپس عملکرد به مهارت های خود تقسیم می شود و سرانجام مهارت ها به نمایش گذاشته می شوند و بدین ترتیب فرصت های عمل و اجرا در شرایط کنترل شده به وجود می آیند. بازخورد که به صورت ضبط ویدئویی است به بخش های سرپرستی سپرده می شود و در نشست های هدایت کننده , معلمان می آموزند که چگونه نشانه های کلیدی "کنش متقابل " خود را با دانش آموزان جستجو کنند. این روش با استفاده از مقیاس های درجه بندی شده ,فهرست های کنترل و تجزیه و تحلیل کنش های متقابل تقویت می شود . مجموع این فعالیت ها توجه معلمان و ناظران را بر مهارت هایی که به اجرا گذاشته می شود متمرکز می سازد . طی مطالعاتی که در استانفورد برای مقایسه تدریس خرد با کارورزی درمدرسه صورت گرفته ارتباط قوی و محکمی بین آنها دیده می شود . در واقع چنین به نظر می رسد که اجرای آموزش خرد بهترین پیش آمادگی برای عملکرد در کلاس درس است . با این حال منتقدینی وجود دارند که به تدریس خرد و رویکرد های نظیر آن با دیده شک و تردید می نگرند . ترس آنها اینست که مبادا تدریس خرد , معلمان یکسان یا همانند , با لبخند ها و شیوه های استاندارد تولید کند . این نگرانی بیانگر اینست که آموزش خرد بیش از اندازه ثمربخش است . و ترس دیگر اینست که مبادا مهارت ها درونی نشوند و این بیانگر اینست که تدریس خرد اصلا ثمر بخشی ندارد.                                                                                                         

حقیقت اینست که تدریس خرد به , سرعت و توسعه ی کسب مهارت های تدریس , کمک می کند و خطاهای عمده ناشی از بی مهارتی یا کم مهارتی را حذف می کند و حس اعتماد به خود را پرورش می دهد , اما شخصیت را یک شبه تغییر نمی دهد و همه مشکلات تدریس را نیز حل نمی کند و معلم را به یک معلم با استعداد و سرآمد تبدیل نمی کند , بلکه فقط یک معلم بهتر تحویل می دهد. تاجایی که ممکن است اجرای آموزش خرد را باید گروه های 3 یا 4 نفری معلمان به عهده بگیرند , این امر به افراد گروه امکان می دهد در صورت تمایل با دیگر گروه های مربوط نیز همکاری کنند. در حالی که یک نفر مشغول تدریس می شود , بقیه می توانند با وسایل ضبط نوار ویدئویی  به مشاهده معلم و دانش آموزان بپردازند.هر یک از اعضای گروه باید به نوبت تدریس کنند. گفتگو ها در نشست های انتقادی بایددقیقا و بطور سازنده روی مهارت هایی متمرکز شوند که در تمرین مورد نظر بوده است . لازم نیست هر معلم , تمام برنامه های اجرایی دیگران را مشاهده کند , هر فرد می تواند نوار ویدئویی تمام قسمت های اولین و آخرین اجرای خودش را در برنامه تدریس خرد ببیند . سپس به بحث های دوستانه درباره پیشرفت مهارت های خود بپردازند . هرگاه معلم , خود , مشاهده گر تدریس خویش باشد,نتایجی که بدست می آورد عامل بالقوه ای برای تلاش در جهت بهبود خواهد شد .                                                                         

مهارت های عرضه کردن درس شامل مهارت های شروع و پایان دادن به درس , توضیح مطالب بطور واضح , مختصر و مفید برای جلب توجه دانش آموزان ضروری است زیرا جلب توجه دانش آموزان کار آسانی نیست . معلم باید به مهارت های گوش سپردن و خلاصه کردن درس توجه خاص مبذول دارد . برای تمرین برخی از مهارت های تدریس از ضبط ویدئویی و برای برخی دیگر از ضبط صوت استفاده می شود . هیچ چیز مانند تدریس معلم همراه با ضبط ویدئویی نمی تواند کاملا جای بحث های مختلف را در مورد مسائل مربوط به تدریس بگیرد                                                                                                     

 

تجهیزات لازم برای راه اندازی تدریس خرد                                                                       

سازو برگ و تجهیزات مربوط به راه اندازی برنامه ی تدریس خرد عبارتند از : میکروفون ـ دوربین ـ کلید اتصال  ـ دستگاه های ضبط ویدئویی از یک چهارم اینچ تا 2 اینچ ـ مانیتور (دستگاه دیدبان ) ـ تجهیزات جانبی و دایر نمودن کارگاه .                                                                        

نقش ناظر در تدریس خرد اینست که به معلم کمک کند تا کیفیت تدریسش را بهبود بخشد , بنابراین نقش وی در طول برنامه های آموزشی با باریک بینی همراه است و همواره تغییر می کند. معمولا در اولین مراحل باید نقش تشویق کننده و حمایت کننده داشته باشد .                          

خلاصه اینکه ضرورت دارد ناظر به تلاش هایی ورای انجام وظیفه صرف مبادرت ورزد.                 

استفاده از وسایل الکترونیکی (فنون لنزباز ) می تواند جز مناسب ترین روش های مشاهده باشد . به این دلیل استفاده از وسایل الکترونیکی را فنون لنزباز می نامند که آنها زوایای بسیاری از تدریس را در نظر گرفته و ضبط می کنند. فنون لنزباز برای معلمانی که موضع دفاعی گرفته اند و یا هنوز آماده پذیرش اصلاح تدریس خود نیستند , نقطه ی آغاز خوبی است . این معلمان پس از بازنگری تدریس خود ممکن است برای تدبر در تدریس و تدوین هدف های بهسازی خود آماده تر شوند (اچسون وگال ,1992).                                                                                          

کارول می گوید : استفاده از تکنولوژی مثبت الکترونیکی در بهبود روش آموزش معلمان تاثیر فراوانی داشته است .                                                                                               

                                                                                         

 

مزایا و محدودیت های روش تدریس خرد  

 

مزایا                                                                  

-آموزش خرد روشی است برای تمرین و انتقاد از مهارت های آموزش به صورت مشاهده مستقیم . پیام عمده ی آن اینست که با تاکید بر اجزای آموزش مانند مقدمه چینی , سوال کردن , استفاده از مثال و نتیجه گیری می توان فرایند آموزش را تحلیل کرد و آن را بهبود بخشید .                     

- با آموزش خرد در رفتارهای تدریس , تغییر به وجود می آید , اما به وجود آوردن تغییر در رفتارهای تدریس کافی نیست .مهارت های تدریس وقتی سودمند است که تغییرات مطلوب در یادگیری دانش آموزان و رفتارهای آنان به وجود آورند.                                                     

- برنامه های تدریس خرد همراه با ضبط ویدئویی مهارت های تدریس فرصتی است که معلمان تازه کار به دست می آورند تا با ناظران و معلمان دلسوز و یاری رسان ملاقات کنند و پیرامون مسایل و مشکلات خود با آنها به بحث و گفتگو بنشینند.                                                              

 -گزارشان ویدئویی و صوتی از جمله عینی ترین فنون مشاهده هستند که به معلم امکان دیدن خود از دریچه نگاه شاگردان را می دهند . امتیاز دیگر این گزارشات در وسعت تمرکز آنهاست . با آنها می توان زمینه وسیعی از فعالیت هایی که معلمان و شاگردان انجام می دهند را پوشاند.         

 

 

محدودیتها     

- معلم در پیاده کردن این روش باید صلاحیت کامل را داشته باشد زیرا اگر فاقد آن باشد نمی تواند همزمان بر کنترل دانش آموزان و ایجاد انگیزش آنها فائق آید .                                           

- باید طوری این روش پیاده شود که اثر بخش باشد نه به کسب مهارتهای سطحی منجر شود .      – در استفاده از این روش بهتر آن است که از تجهیزات لازم همچون وسایل الکترونیکی    استفاده گردد                                                                                                                

- اکثر معلمان در استفاده از وسایل الکترونیکی دارای اضطراب می شوند این عامل خود باعث استفاده نکردن از این روش می گردد.                                                                         

 

نقش برنامه ریزی درسی در تعیین روش تدریس فعال

درس یا درسهای مورد تدریس معلم باید از نظر جایگاهشان در مجموعه دانش و در ارتباط با سایر علوم به خوبی روشن و قابل فهم باشد . اهداف عینی باید به دقت معین شده باشند تا معلم را در انتخاب محتوا و تجارب یادگیری رهنمون کند . امکانات ، وسایل کمک آموزشی و وسایل طراحی شده برای تدریس از ملزومات اصلی برنامه های آموزشی هستند .                                         

عنصر اصلی برنامه ریزی درسی محتوای درس است . تشخیص مهارتها و دانشی که فراگیر باید کسب کند مطلبی نیست که بتوان به سهولت از آن گذشت . پژوهشگران آموزشی و دانشمندان برای پاسخ به این سوال که :" چه عناصر و مهارتهای علمی مناسب در برنامه درسی گنجانیده شده " ، رویه های نظام مندی به وجود آورده اند . از آنجا که معمولا امر تعیین محتوای درسی به هنگام تدوین برنامه درسی دوره یا مدرسه انجام نمی گیرد اغلب مدرسان به ویژه گروه تازه کارتر، در فرایند تعیین محتوای درسی درگیر نمی شوند . با وجود این آنان در بازبینی و به روز کردن محتوا ، مخصوصا در مورد موضوعاتی که محتوایشان دستخوش تغییرات سریع است ، به کرات با محتوای درس نیز سرو کار خواهند یافت . بعد از تحلیل موضوع درسی و تعیین دانش و مهارتهای مربوط به آن ، میزان مطالب مورد نیاز برای یک دوره خاص معین می شود . فرایند انتخاب بر اساس عواملی نظیر اهدافی که در سطح مورد نظر باید برآورده شود ، و نیز سابقه و تجارب فراگیران انجام می شود . بعد از انتخاب محتوای لازم برای کل دوره یا برنامه های مورد نظر ، برنامه ریزی آموزشی به طور مستقیم به ریز واحدها و درسهایی که باید در هر کلاسی به فراگیران آموزش داده شود می پردازد و درباره اهداف مشخصی که باید در طول دوره معین تحقق یابد فعالیت های منجر به تحقق آن اهداف و خط مشی های لازم برای ارزشیابی میزان فراگیری فراگیران تصمیم گیری می کند .        

با توجه به این مطالب می توان به اهمیت نقش برنامه ریزی درسی در  تدوین محتوای آموزشی و روش تدریس مربوط به آن پی برد .                                                                              

 

پژوهشهای انجام گرفته در قالب موضوع

در تحقیقی که توسط هادون و لیتون (1968) در مقایسه بین دو کلاس پویا و سنتی انجام گرفت، مشخص شد که بچه ها بعد از گذشت 4 سال از کلاس ابتدایی، برتری پایدارتری را در تفکر واگرا نسبت به بچه‌های با کلاسهای سنتی نشان داده بودند .                                                      

میلگرام (1990) نیز معتقد است علت شکست مدرسه در رشد خلاقیت تا حد زیادی به تعلیم و تربیت همشکل و یکنواخت مربوط می شود. این در حالی است که هرکدام از بچه ها کاملاً با یکدیگر متفاوتند .                                                                                                   

در تحقیق دیگری که توسط گوگن ( 1983) با استفاده از تست خلاقیت تورنس در نمونه‌ای از 225 کودک در مدرسه انجام شد، مشخص گردید: روشهای فعال بر رشد خلاقیت دانش آموزان بویژه دختران بیشتر است در مقابل دانش آموزان به روش سنتی کمترین افزایش خلاقیت را نشان داده‌اند. بعد از یک سال حتی خلاقیت آنان، پایین‌تر از خط پایه نسبت به گروه مقابل (روش فعال) نشان داده شد . تحقیقی توسط رمی و پیپر (1974) سولیوان (1974) انجام شد، محور آنها مقایسه کلاسهای پویا یا باز با کلاسهای سنتی بوده است. فضای کلاسهای باز یا پویا برای رشد شرایط پژوهش, کنجکاوی ، خودفرمانی و یادگیری مناسب بود . اما کلاسهای سنتی در امتحان گرفتن، درجه بندی، تدریس مقتدارنه با سختگیری دنبال می شد و تغییر کمی در برنامه آموزشی خود ایجاد می کردند .                                                                                                    

همچنین سولیوان (1974) دریافت، بچه ها در کلاس باز در مقایسه با بچه های کلاسهای سنتی نمره معنادار و بهتری در 2 از 4 تست گلیفورد بدست می آورند                                          

چامبرز (1973) در مطالعه ای از 671 معلم، تاثیرات منفی و مثبت آنها را بر روی خلاقیت دانش‌آموزان مورد بررسی قرار داد. بررسی پاسخ ها نشان می داد: معلمهایی که موجب رشد خلاقیت در دانش آموزان هستند در مدیریت و هدایت کلاس به روشهای غیر رسمی گرایش دارند. آنها به دانش آموزان اجازه می دهند موضوعاتی را که می خواهند، انتخاب کنند. پذیرای دیدگاههای غیر معمول آنها هستند، به خلاقیت پاداش داده، در بیرون از کلاس با دانش آموزان در تعامل هستند و تشویق استقلال دانش آموزان و عملکرد مثبت آنها را بعنوان نقش موثر الگوی خلاقیت می دانند. در مقابل رفتارهای متضاد که باعث کاهش خلاقیت می شود، عبارتند از: دلسرد کردن عقاید دانش آموزان، تاکید بر تکرار یادگیری، ناامنی، سختگیری و اعمال روشهای سنتی که موجب تقلیل خلاقیت می‌شنود .                                                                                         

عدم توجه و عدم بکارگیری این روش تا جایی پیش می‌رود که وضعیت برنامه‌های درسی با روشهای تدریس ، عملکرد و نحوه پیشرفت تحصیلی دانش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آموزان کشور ما در سطح ابتدائی و راهنمائی در درس علوم و ریاضی در مقایسه با 40 کشور در جهان در مطالعات Timss در وضعیت نا مطلوبی قرار داده است ( کیامنش ، 1377 ).

در تحقیقی که موسی پور (137) با جامــعه آماری تمامی دبـیرانـی که طی پنج سال مـتوالی در دبیرستانهای کرمان انجام داده است فعالیت اصلی دبیران در اداره کلاس و تدریس برای حدود 90 دقیقه زمان به ترتیب عبارتند از :

1- مرور درس گذشته                                                                       9/7 دقیقه

2- پاسخگویی به سوالهای دانش آموزان از درس قبلی                                    7 دقیقه

3- پاسخگویی دانش آموزان به سوالهای معلم از درس قبل                          9/12 دقیقه

4- مقدمه و معرفی مبحث جدید                                                            7/8 دقیقه

5- بسط و توسعه مبحث جدید با توضیح معلم                                            22 دقیقه

6- بسط و توسعه مبحث بین شاگردان                                                     7/8 دقیقه

7- حل تمرینهای مختلف در کلاس درس                                               6/12 دقیقه

8- تعیین تکالیف برای آینده                                                                5/6 دقیقه

معلمان معمولا به هنگام تدریس از روشهای مستقیم برای تدریس استفاده می کنند . به طور کلی روش تدریس مناسب در مدارس نه تنها باعث می شود که خلاقیت کودکان رشد یابد ، بلکه دانش آموزان را با دنیای فردا که مسئله و مشکلات بی شماری دارد آشنا می سازد و آنها را  آماده ی حل مسئله ،خلاقیت و نوآوری می کند  

 

 

جمع بندی

به طور کلی معلم مجری نهایی برنامه های تربیتی است و به قول کریمرز (1993) عنصر کانونی فرایند آموزش محسوب می شود . معلم در جریان آموزش و پرورش این امکان را به دست می آورد ، شاگردان را به فعالیت فرا خواند ( فرانسیس / 1990) با نحوه شکل گیری دانش و علم آشنا گرداند ( شریعتمداری/1374) ، به پژوهش موثر بکشاند (دیویی/1934 ، کوهن و مانیون /1991) ، به مشارکت در یادگیری بنشاند (دوک /1991،سالوین /1988 ، الیوت/1985، اونسکی /1972)، توان نقد کردن را در آنها بپروراند (مایرز/1986 ، مایر /1992) و آنها را با روش آموختن آشنا گرداند ( فردانش /1372 ، دروچ /1978، اپل /1993) در عین حال معلم می تواند با تاکید نهادن بر امور و عمل کردن به شیوه خاصی شاگردان را به فراگیری غیر فعال مطالب وا دارد (آرنولد /1992 ،دوک /1991 ،مایسون /1972 ) و از آنها کتابخانه متحرک پدید آورد .