ارزشیابی توصیفی
 1396  بهار  زمستان  اسفند
 نوروز91  تابستان  بهار 91  1393
 1394  پاییز91  زمستان92  پاییز 92
 تابستان91  93  1395
 
 
علت شکست ارزشیابی توصیفی
ارزشیابی توصیفی

ارزشیابی توصیفی در منظر اجرا

نویسنده و محقق: رضا پورشیخ

هشت سال قبل طرحی نا پخته و کپی شده از روش های فعال شناخت گرایان در حال اجرا در اروپا و تعدادی از کشورهای آسیای دور ، توسط تعدادی از کارشناسان جهانگردِ وزارت آموزش و پرورش وارد ایران شد !!

فیلم ها ، تصاویر و گزارش هایی که از در باغی سبز به این روش نگاه می کردند در شوراهای عالی و متعالی آموزش و پرورش ، توانستند دستور اجرای آزمایش را بگیرند . چون این روش ارزشیابی در بسیاری از کشور ها باعث فعال شدن فراگیران، یادگیری از همسالان، لذت در یادگیری، کم شدن و تغییر در فعالیت ها و وظایف معلمان شده بود و در نگاهی اجتماعی و اقتصادی نیز به گونه ای فزاینده و آماری در این کشورها، رشد قابل ملاحظه ای در بهره آموزشی و راندمان و کارایی فراگیران در مقاطع بالاتر و دانشگاهی ایجاد کرده بود و گاهی این روش باعث کشف استعداد ها و توانایی های بالقوه در خردسالان و کودکان می شد، لذا دلایل ترغیب کننده ای برای پذیرش چشم بسته ی طرح ارزشیابی کیفی بجای ارزشیابی کمی در آموزش و پرورش را رقم خورد.

 در ابتدا با توجه به فشارهای اجتماعی و سیاسی آن موقع ، بصورتی شتاب زده و ناپخته ، بدون هماهنگی و همفکری با اساتید با تجربه و فرهیخته ی دروس برنامه ریزان آموزشی و درسی دانشگاه های معروف و موفق وبدون تعامل و همکاری با مترجمین  و مولفین کتب روانشناسی و طراحی آموزشی ، برای نشان دادن سرعت تغییر و  میزان موفقیت و جذابیت طرح ، بصورتی پایلوت درون سیستم آموزشی، چند معلم علاقمند را جذب و با آموزشی اجمالی ، آماده اجرای طرح نمودند .بعد از تشویق ،ترغیب، راهنمایی و نظارت میدانی در یکسال تحصیلی، چند کلاس درس در چند مدرسه ابتدایی در شهر تهران بصورت ارزشیابی کیفی مورد سنجش قرار گرفت .طرح فوق  بدون تحقیقاتی آماری و آسیب شناختی و ارائه طرح به دانشگاه ها برای بازخورد گیری علمی به گونه ای عمومی در همان سال وارد نیمی از مدارس ابتدایی دولتی کشور شد.

با برگزاری جلسات توجهیی و آموزشی برای معاونین و کارشناسان آموزشی ابتدایی استان ها و شهرستان ها و با نشان دادن تصاویر؛ فیلم ها و نمودارها و با حمایت و استقبال اساتیدی که خسته از روش های سنتی ، رفتارگرایی و نمره ملاک بودند و با شعار ساختار شکنی اثرات حافظه در اخذ نمره بر افت تحصیلی و کم کردن خروجی های زود هنگام از مقطع آموزش ابتدایی با شتابی دو چندان طرح وارد دوره تصویب و سپس اجرای کارشناسی در سطح استان ها شد . مخالفین این طرح معلمین سنتی و یا حافظه محور و ترسو معرفی می شدند که با تغییر در آموزش ابتدایی مخالفند و دوست ندارند روش های سنتی حذف و کشور پیشرفت نماید.

دوایر ارزشیابی و سنجش آموزشی در مقطع ابتدایی که تازه از صرفه جویی و کار سخت حذف امتحان نهایی پنجم ابتدایی فائق آمده بود با تغییراتی پیشنهادی در صدور کارنامه پرورشی و انضباطی مدارس و تغییر ساختار دفتر نمره کلاسی راه را برای ارزشیابی کیفی – توصیفی باز کردند .ابتدا با کتاب سفید ، مدیران مدارس را ترغیب و سپس با دستورالعملی سبز جامه اجرایی به طرح فوق پوشاندند.

در مدت هشت سال گذشته این طرح از ثبت نمره به آیتم های کیفی تغییر شکل داد ، با اینکه معلمان در خصوص فلسفه و نظریه این طرح و روش های شناختی آن ، هیچ گونه دوره ، مطالعه، اطلاع رسانی و آموزشی را ندیده بودند ولیکن مجبور به اجرای آن شدند .

کارشناسان برای آنکه این تغییرات را ملموس تر و سریع تر کنند ، در هر صفحه از کتاب فراگیر جهت ارزیابی تکالیف و تمارین توسط معلم آیتم های ارزشیابی توصیفی را پایین ورقه طراحی نمودند . شکل کتاب ها ، مطالب و محتوای آموزشی آنرا تغییر داده و بصورت گروه محور، فراگیر محور و فعال تغییر دادند به گونه ای که چک لیست رفتاری و ارزشیابی نامحسوس وارد متون کتاب کار معلم گردید و در دوره های ضمن خدمت زمزمه چک لیست رفتاری شنیده شد. ابتدا این چک لیست رفتاری در آموزش علوم تجربی ابتدایی اجباری ، سپس در دفتر نمره کلاسی ثبت و در نهایت برای دروس مختلف تعمیم داده شد.

هزینه و زمان بسیار زیادی باید صرف می شد تا تمامی معلمان در طول یکسال تحصیلی و یا دوره تعطیلات تابستانی با روش های ارزشیابی توصیفی ، علت و الزامات آن آشنا شوند و این مهم امکان پذیر نبود، چون نه مدرس دوره دیده و نه امکانات و نه هزینه مالی اجازه می داد. با کمک گرفتن از شمارگان مجلات رشد معلم و تکنولوژی آموزشی ، کتب نوشته شده توسط اساتید مترجم و محقق، و بخشنامه های دوایر سنجش و آموزش هم نمی شد دانش افزایی لازم را انجام داد.

تعدادی از اساتید و کارشناسان ادارات در دوره های ضمن خدمت به مرحله ی مهارت رسیده و مشغول تدریس و اطلاع رسانی شدند. با سرعتی بسیار آهسته و آنهم در بین معلمانی که در دانشگاه فرهنگیان بصورت ضمن خدمت مدرک کارشناسی را تحصیل می کردند و یا دانشجو معلمان مشغول به تحصیل در مراکز تربیت معلم ، دوره های هر چند ضعیف و ناقص از ارزشیابی آموزشی کمی برگزار گردید و هنوز دلایل و استناد انتخاب این روش ارزشیابی را نسبت به روش سنجش قبلی ، کم کردن استرس در فراگیران ، تغییر از سطح حافظه به سطح درک و فهم در فراگیران، تغییر از حیطه دانش به حیطه ی مهارت و نگرش ، مشارکت فراگیران در امر آموزش و کم رنگ کردن ارزشیابی در فرایند آموزش اعلام می کردند. هنوز هیچ صحبتی از روش ها و مهارت های تدریس و یاددهی در کلاس نشده بود.

معلمان ابتدایی با الگو ها و روش های سنتی خود کتاب های جدیدالتالیف ابتدایی را در کلاس هایی با آمار جمعیت بالای بیست و پنج و گاهی سی و پنج نفر آموزش می دادند ولی با کمال تعجب با روش ارزشیابی توصیفی ، کارنامه ها را ثبت می کردند. انگار آن کسانی که این طرح را از کشورهای دیگر وارد آموزش ابتدایی کرده بودند ،دقت نکرده بودند که آمار هر کلاس در الگوهای شناختی و گروهی چند نفر است ، شکل کلاس ، چیدمان صندلی ها و نوع آنها فرق کرده است. امکانات و رسانه های آموزشی دیگر معلم محور نیست،بلکه بصورت دست سازه و اسباب بازی است تا در گروه مورد استفاده قرار گیرد ، آنهم باید به تعداد گروه ها تهیه و مورد استفاده قرار گیرد.

کارشناسانی که طرح را به آموزش ابتدایی دیکته کردند اصلاً دقت نکرده بودند بجای تغییر در فعالیت فراگیران و تغییر در آخرین گام فرایند آموزش و یاددهی در سیستم آموزشی باید روش و دیدگاه و رویکرد معلم را در ابتدا تغییر می دادند و یا اصلاح می کردند، ایشان ندیده بودند در یادگیری از همسالان و هنگام تکمیل چک لیست رفتاری تمامی اعضای گروه با هم فعالیت می کنند و با هم ارزشیابی می شوند و با هم امتیاز ارزشیابی مستمر یا تکوینی را می گیرند. انگار این طراحان و کارشنان ندیده بودن که روش های تدریس در این کلاس از معلم محور به فعال و مشارکتی تغییر کرده و در هر گروه یک صندلی خالی برای معلم تعبیه شده و نقش معلم از آموزش به یاددهی و راهنمایی ارتقاء یافته است. هیچ جایی گفته نشد قبل از تغییر ارزشیابی فراگیران باید روش ها و الگوهای تدریس و آموزش تغییر کند.

در این سال ها معلمانی در دوره ابتدایی بودند که با روش سخنرانی، قصه گویی ، ارائه مطلب و اخیراً با نمایش فیلم ، تصاویر و پاورپوینت با پرژکتورهای گران قیمت به همان روش سنتی سابق مطالب درسی را تدریس کردند، باز هم همان الگوهای آموزشی رفتارگرایی در کلاس ها اجرا شد ، محتوای آموزشی بدون هیچ تغییری تشریح، توضیح و حفظ شد و گاهی با گردش علمی و یا آزمایش توسط معلم و یا سمیناری توسط فراگیران و مدعوین سعی می کردند تغییر را نشان دهند. در جشنواره های الگوی برتر تدریس ، تئاتری و نمایشی از مشارکت و فعالیت فراگیران به اجرا در می آمد که فقط در فیلم ها ذخیره می ماند.

الگوی تدریس اکثر معلمان با ذوق و خلاق روش پرسش و پاسخ و یا نمایش و بازی تربیتی آنهم با رویکرد سقراطی بود . کمتر کسی می دانست مراحل و گام های رسیدن به سطح فهمیدن چیست ، طرح درس ها هنوز بر اساس نظریه بلوم و میلر نوشته می شد. هنوز معلمان در جدول از قبل چاپ شده طراحی آموزشی می کردند . برای هر فعالیت خود در هنگام تدریس ، زمان ،شرایط و معیار تعریف نموده و هیچ خبری از تحلیل وظیفه معلم و فراگیر نبود.

هیچ کارشناس و یا معاون آموزشی و هیچ مدیر مدرسه ای به معلم ابتدایی نگفت نحوه نوشتن طرح درس فرق کرده است و باید برای فعالیت، نحوه ی گروه بندی، زمان و نحوه بازخورد گیری و زمان تکمیل چک لیست برنامه ریزی کند. هیچ کس طرح درس و الگوهای تدریس او را بررسی نکرد . فقط گفته شد، یک نسخه طرح درس باید در پرونده پرسنلی او باشد.

تا چندسال معلم نمی دانست که اگر با روش های شناختی و فعال در کلاس تدریس نشود و فراگیران با تجارب و اطلاعات شخصی به مرحله خود شناختی و خود یادگیری نرسند هیچ کاری انجام نشده است . معلم ابتدایی نمی دانست ، وظیفه او آموزش نیست بلکه یاددهی است و نمی دانست که باید زمان و فضای آموزشی را با فراگیرانش برای یادگیری بهتر باید تقسیم کند . نمی دانست و کسی هم به او نگفته بود که فراگیران آنچه را در کلاس یاد می گیرند را باید با زبان و درک و یافته های خود توصیف و تشریح کنند.

هیچ کس به معلمانی که با ارزشیابی توصیفی کار می کردند نگفته بود : رسانه های آموزشی با رسانه های یاددهی و یادگیری متفاوت است ، کتاب درسی فراگیران و محتوای آموزش آنها فقط و فقط یک رسانه و ابزار است ، آنچه مهم است، درک ذهنی و میزان یادگیری فراگیر مهم است نه محتوای آموزشی و تعداد کتاب های کمک درسی و یا فعالیت های فوق برنامه .

هیچ کارشناسی هنگام بازدید خود به معلم ابتدایی نگفت : سوالاتی که طرح کرده ای حافظه محور است در سوالات توصیفی این افعال باید تغییر کند چون این فعل ها رفتاری و قابل مشاهده و نمره دادن است. سوالات باید مفهومی باشد. دیگر نباید بگوییم آنچه در کتاب خوانده ای را بنویس ، باید بگویی آنچه از این مطلب فهمیده ای را با زبان خودت بیان کن . متاسفانه ارزشیابی توصیفی هم مانند گذشته ، باز هم با سوالات حافظه محور همراه شد و فرمول ها ی حفظ کردنی و اشعار، اسمی، عناوین، اصطلاحات ،لغات، جدول ضرب و آیات در سوالات دیده می شدند. تعداد قلیلی از معلمان ابتدایی هم خود را از بار طراحی سوالات مفهومی و خلاقانه خلاص کرده و بی سوادان کلاس خود را بین آیتم خوب تا در حد انتظار مخفی کردند.

تب تند ورود دانش آموزان مدارس غیر انتفاعی به مدارس تیزهوشان و تغییر در روش اجرایی و ارزشیابی و اجاد هیجان کاذب برای شرکت در جلسات گران قیمت آمادگی برای آزمون و یادگیری حافظه محور و کنکوری آبی شد بر پیکره داغ ارزشیابی توصیفی. هیچ کسی جرات نکرد که بگوی: دانش آموز زرنگ و باهوش در رویکرد رفتار گرایی کسی است که حافظه خوبی دارد و خوب مطالب را حفظ می کند، خوب عناوین و اصطلاحات را به خاطر می سپارد، سریع تست می زند و زیاد درس می خواند ولی در رویکرد شناختی که در آن ارزشیابی توصیفی در آن صورت می گیرد ، دانش آموز زرنگ کسی است که سریع می فهمد و آنچه فهمیده است را بیان می کند و به دیگران منتقل می کند و برای خود راه و روش مخصوصی ابداع می کند، شاید مانند کتاب نباشد ولی درست و کامل است.

اُفت شدید در میزان یادگیری، بد خطی، عدم رغبت به یادگیری و کم شدن سطح اطلاعات عمومی در بین فراگیران معضلات پایه و اولیه این طرح در شش سال اول خود بود اولین گروه که وارد هفتم متوسطه شدند با نمره و یادگیری حافظه محور روبرو گشته و ایشان اطلاعات قلیلی در مورد نمره و سطح سواد خود داشتند چون یاد گرفته بودند تا چهار غلط و اشتباه توسط ارزشیابی توصیفی دیده نشده و امتیاز بسیار خوب را کسب خواهند کرد . این افت شدید آموزشی و از بین رفتن اعتماد به نفس و کم شدن رغبت به یادگیری و دل زدگی دبیران از سطح سواد فراگیران باعث شد تا در نگاه اول طرح شکست خورده به نظر برسد ولی عقب نشینی جایز و عقلانی نبود چون هزینه ، زمان و شرایط همگی تغییر کرده بود و طراحان اولیه این روش سنجش اجاره ای ؛ دیگر بازنشست شده و جای خود را با کارشناسان تازه نفس داده بودند.

در این طرح که بسیار خشک و سختگیرانه با نمره مخالفت می شود، هرگز به حیطه دانش و اطلاعات کلامی نگاه منطقی و علمی و معتقد بود چاره همه چیز فقط و فقط ارزشیابی توصیفی است . مگر فراگیران نباید دانش و قوانین و اسامی را به خاطر بسپارند و یا باید چرخ را از اول اختراع کنند؟ مگر نه این است وقایع و اتفاقات را باید آموخت و یا اینکه انتظار می رود تا فراگیران آنها را تجربه کنند؟ این اطلاعات و تعاریف و توضیحات نیاز فراگیران نیست؟ چگونه با ارزشیابی توصیفی باید سطح دانش و اطلاعات مورد نیاز هر پایه را سنجید؟ چگونه سطح مهارت ذهنی و یدی فراگیر را با ارزشیابی توصیفی ملاک کنیم؟ هنوز رکورد ها ، نمرات و اعداد در مسابقات ، المپیک و بازی ها حرفی برای گفتن داشتند ، کارنامه های مقطع متوسطه و انتخاب واحد ها بر اساس نمره انجام می شد، پس چه کاری باید صورت گیرد؟

کم کم زمزمه ی ارزشیابی عملکردی بلند شد و سر صدا کرد ، عده ای که ضعف های ارزشیابی توصیفی را دیده بودند برای فرار از انتقادات به سمت ارزشیابی عملکردی دویدند . باز چرخ برگشت سر جای اولش و بدون توجه به این موضوع که این نوع ارزشیابی وقتی جواب می دهد که از الگو های ساختن گرایی و یا یادگیری ساختاری هنگام تدریس استفاده شود. مانند موقعی که  قرار است فراگیر بدون کمک معلم خود و فقط با یادگرفته ها و منابع موجود مانند یک محقق و دانشمند کوچک از همه اطلاعات و تجارب گذشته خود استفاده کرده تا بین علم و عمل ارتباط برقرار کند.

هنگامی باید از ارزشیابی عملکردی استفاده کرد که دانش به حدی رسیده باشد که می تواند به مهارت تبدیل شود مگر نشنیده ایم که شاعر می گوید: "توانا بود هر که دانا بود" ؟

 اول دانایی است ، وقتی کامل و پخته شد ، ارزشیابی می گردد، آنگاه مهارت و توانایی پیش می آید که باید آن را هم سنجید.آن زمانی است که فراگیر دانش ها ی آموخته شده ی خود را با مهارت های قابل اجرا در هم می آمیزد تا در هنگام مواجه شدن با یک مسئله و یا مشکل ،آنرا حل کند . در این حالت است که میزان خلاقیت و یادگیری خود را به نمایش می گذارد.

هنگامی که فراگیر با ابزار و یا وسیله ای به سطح مهارت های مشاهده ، جمع آوری اطلاعات و یا کاربست ابزار می رسد می توانیم از ارزشیابی عملکردی استفاده کنیم نه برای کارهای ساده بریدن و چسباندن. برای سنجش مسزان خلاقیت نیاز به معلمانی خلاق داریم که شرایط و محیط را به گونه ای تغییر دهند تا استعداد ها و توانایی های فراگیر بروز کند نه در کلاسی با جمعیت چهل نفر و به ابعاد بیست متر مربع از او بخواهیم تدریسی خلاقانه و همراه با دست ورزی انجام دهد و در این حال همگی را کنترل نا محسوس کن، چک لیست بنویس و افراد خلاق را هم بفرست مسابقه جابربن حیان.

می دانم در این روش ارزشیابی ؛ هرگز به معلم گفته نخواهد شد: ارزشیابی عملکردی گونه ای از ارزشیابی توصیفی برای سنجش میزان حصول حیطه مهارت یدی و ذهنی است و هرگز دانش و نگرش را نمی تواند سنجد .این روش ارزشیابی را می توان در کلاس های با جمیت کم ، امکانات زیاد ، شرایط خاص و محیط آموزشی غنی انجام داد مگر آنکه فعالیت های زود بازده و هنری .

طراحان این دو روش ارزشیابی در ابتدایی ؛به این نکته توجه نکرده بودند که ارزشیابی ورودی و تکوینی دانش و اطلاعات پایه را می توان نمره و امتیاز داد چون برای سنجیدن حیطه شناختی و اطلاعات کلامی بارم ریز نمره حتی تا صد امتیاز هم گاهی دقت لازم را ندارد چه برسد به توصیف عملکرد" فرض کنیم سیصد هزار نفر در کنکور و یا آزمون مدرسه تیز هوشان رتبه خیلی خوب و بقیه در حد انتظار آورده اند ، آیا این منطقی است؟"  چه مشکلی پیش می آید اگر برای حیطه ی دانش ،نمره و برای نگرش، چک لیست رفتاری و برای مهارت یدی، دست ورزی و برای حیطه مهارتی ،آزمون عملکردی طراحی شود؟ بگذاریم معلم خودش طراحی کند و در دروس مختلف دستش با توجه به محتوا باز باشد . معلم با توجه به نوع روش تدریس و الگوی یاددهی خود ،بعنوان یکی از فنون تدریسش نوع ارزشیابی را خودش طراحی آموزشی کند. کمی مطالعه کنیم متوجه می شویم در تمامی آموزش و پرورش های موفق دنیا "روی روش ها و فنون تدریس سرمایه گذاری و هزینه شده است نه بر روی روش های ارزشیابی".

این مقاله به استناد تحقیقاتی که توسط دانشجویانم در کنترل و بررسی سطح و نوع نمرات ، درصد قبولی و میزان یادگیری ، میزان رغبت فراگیران در دروس مختلف در همه پایه های مقطع ابتدایی صورت گرفته است .در تحقیقاتی میدانی و کتابخانه ای که بعنوان مشاور و یا راهنما بوده ام ،سعی شده است با توجه به جامعه آماری موجود ،روش های علمی همچون؛ انواع روش های مشاهده، جمع آوری اطلاعات آماری، مصاحبه با معلمان ابتدایی و اولیاء دانش آموزان و دبیران پایه هفتم صورت گیرد تا نتایج و مطالب مستند باشد. در درج این مقاله از کتاب نگرشی نو در ارزشیابی آموزشی نوشته خانم کتی واتروت ، با ترجمه ی سودابه تنکابنی که توسط انتشارات منظومه خرد در تهران در سال 1395 منتشر شده است بسیار بهره گرفته ام.

رضا پورشیخ دیماه 1395

 

شنبه 7 اسفند 1395  8:18

آخرين تاريخ بازديد : جمعه 30 شهريور 1397  22:52:43
تعداد بازديد از اين خبر : 1885

کليد واژه هاي مرتبط : ارزشیابی توصیفی شکست ابتدایی طراحی آموزشی طرح درس روش تدریس معلم ابتدایی معضلات آموزش و پرورش ارزشیابی دست ورزی عملکردی  ;